اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه

بخش ۲۳ - گفتار سقراط

سرودهٔ نظامی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چو سقراط را داد نوبت سخن

رطب ریزشد خوشه نخل بن

۲

جهانجوی را گفت پاینده باش

به دین و به دانش گراینده باش

۳

همه آرزوها شکار تو باد

نهفت جهان آشکار تو باد

۴

ز پرسیدهٔ شهریار جهان

که داند که هست این پژوهش نهان

۵

ولیکن به اندازهٔ رای خویش

کند هر کسی عرض کالای خویش

۶

نخستین ورق کافرینش نبود

جز ایزد خداوند بینش نبود

۷

ز هیبت برانگیخت ابری بلند

همان برق و باران او سودمند

۸

ز باران او گشت پیدا سپهر

پدید آمد از برق او ماه و مهر

۹

ز ماهیتی کز بخار او فتاد

زمین گشت و بر جای خویش ایستاد

۱۰

از این بیشتر رهنمون ره نبرد

گزافه سخن بر نشاید شمرد

بازگشت به سروده‌های نظامی