این متن شعری زیبا و عاشقانه است که به توصیف عشق مجنون و لیلی میپردازد. شاعر به کمالات و زیباییهای لیلی اشاره میکند و حال و هوای عشق و درد ناشی از فراق آنها را به تصویر میکشد. در این شعر، مجنون به خاطر دوری از لیلی رنج میبرد و غم عشق او را میسوزاند. تصویرهایی از زیباییهای طبیعی و گل و گیاهان به کار رفته تا احساسات عمیق و درد و شوق عاشقانه را به خوبی منتقل کند. در نهایت، داستان عشق آنها به غم و خوشی، وصال و فراق، و تنهایی و آرزوهای ناتمام اشاره دارد. شعر همچنین به خیالپردازیها و شنیدنیهای عاشقانه بین مجنون و لیلی میپردازد و بر اهمیت عشق و وفاداری تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
۱
سردفترآیتنکویی
شاهنشهملکخوبرویی
برداشت: در این بیت به زیبایی و نیکی یک شاهزاده یا پادشاه اشاره شده که در مقام و موقعیتی والا قرار دارد. تصویرسازی از او به عنوان یک شخص خوبروی و نیکو در نظر گرفته شده است، که نشاندهندهی عظمت و زیبایی ظاهری و باطنی او است.
هوش مصنوعی
۲
فهرستجمالهفتپرگار
ازهفتخلیفهجامگیخوار
برداشت: جامگی: پول و نقدی که ماهیانه داده میشود. (در اصل به معنای وجه و بهایی است که جهت خرید رخت و جامه داده میشود)
هوش مصنوعی
۳
رشکرخماهآسمانی
رنجدلسروبوستانی
برداشت: زیبایی صورت ماه در آسمان باعث حس حسادت و رنج دل سرو در باغ میشود.
هوش مصنوعی
۴
منصوبهگشایبیموامید
میراثستانماهوخورشید
برداشت: در این جهان، سرنوشت ما به دست احساسات و آرزوها شکل میگیرد و ما همیشه بین ترس و امید در نوسان هستیم. این دوران ما، به نوعی میراثی از روز و شب و تغییراتی است که در طبیعت رخ میدهد.
هوش مصنوعی
۵
محرابنمازبتپرستان
قندیلسرایوسروبستان
برداشت: محراب عبادت کسانی که بت میپرستند، مانند چراغی در خانهای زیبا و درختان سرسبز است.
هوش مصنوعی
۶
همخوابهٔعشقوهمسرناز
همخازنوهمخزینهپرداز
برداشت: عشق و معشوق به هم نزدیکند و هر کدام بخشی از وجود دیگری را در بر دارند؛ عشق مانند خزانهای است که همهٔ احساسات و زیباییها را در خود دارد، و همسر ناز هم همچون خزانهداری است که این احساسات را پرورش میدهد.
هوش مصنوعی
۷
پیرایهگرپرندپوشان
سرمایهدهِشکرفروشان
برداشت: آرایشدهنده ای که به پرندگان برمیزند، سرمایهگذار در خرید و فروش شکر است.
هوش مصنوعی
۸
دلبندهزاردُرمکنون
زنجیربُرهزارمجنون
برداشت: دل خود را به هزاران گوهر پنهان نزنید که مانند هزاران دیوانه شما را به بند میکشد.
هوش مصنوعی
۹
لیلیکهبهخوبیآیتیبود
وانگشتکشولایتیبود
برداشت: انگشتکش: یعنی کسی یا چیزی که به سبب شگفتانگیز بودن، مردم بهسوی او انگشت میکشند و او را بههم نشان میدهند.
هوش مصنوعی
۱۰
سیرابگلشپیالهدردست
ازغنچهٔنوبریبرونجست
برداشت: گلی به شادابی و تازگی، پیالهای از نوشیدنی را در دست دارد که از غنچهای نو شکفته شده است.
هوش مصنوعی
۱۱
سروسهیاشکشیدهترشد
میگونرطبشرسیدهترشد
برداشت: سرو زیبا و بلندش بلندتر شده و میوههای رسیدهاش در حال ظهور است.
هوش مصنوعی
۱۲
میرُستبهباغدلفروزی
میکردبهغمزهخلقسوزی
برداشت: در باغی از دل، عشقی پرورش مییابد و با ناز و لبخند خود، دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد و قلبها را میسوزاند.
هوش مصنوعی
۱۳
ازجادوییکهدرنظرداشت
صدملکبهنیمغمزهبرداشت
برداشت: با نگاهی جادویی و فریبنده، او توانست به راحتی دل یکصد پادشاه را به دست آورد.
هوش مصنوعی
۱۴
میکردبهوقتغمزهسازی
برتازیوترکترکتازی
برداشت: در زمانهایی که به شوخی یا بازیگوشی میپرداخت، به طور همزمان با زیبایی و جذبه خود، هم بر عربها و هم بر ترکها تاثیر میگذاشت.
هوش مصنوعی
۱۵
صیدیزکمنداونمیرست
غمزشبگرفتوزلفمیبست
برداشت: هیچکس از دام او نجات پیدا نکرد، او با لبخندش دلها را میرباید و با موهایش دلها را به دام میاندازد.
هوش مصنوعی
۱۶
ازآهویچشمنافهوارش
همنافههمآهوانشکارش
برداشت: چشمان او مانند آهو و پر از زیبایی است و او با وجود این زیبایی، شکار دلها را آسان میکند.
هوش مصنوعی
۱۷
وزحلقهٔزلفوقتنخجیر
برگردنشیربستزنجیر
برداشت: از حلقهٔ موهایش، وقتی که زمان شکار فرا میرسید، زنجیری بر گردن شیر انداخت.
هوش مصنوعی
۱۸
ازچهرهگلازلبانگبینکرد
کاندیدطبرزدآفرینکرد
برداشت: از چهره گل و لب انگبین، زیبایی و طراوت خاصی جلوهگر است؛ آنچنان که وقتی طبرزد (یک شخصیت یا شاعری) این زیبایی را میبیند، تحت تاثیر آن قرار میگیرد و ستایش میکند.
هوش مصنوعی
۱۹
دلدادههزارنازنینش
درآرزویگلانگبینش
برداشت: عاشق زیادی از عزیزانش در انتظار بوی خوش و شیرینی عسل است.
هوش مصنوعی
۲۰
زلفشرهبوسهخواهمیرُفت
مژگانشخدادهادمیگفت
برداشت: با موهایش به سمت بوسه میرفت و چشمهایش از خدا خواسته بود که چنین لحظهای را به او بدهد.
هوش مصنوعی
۲۱
زلفشبهکمندپیشمیخواند
مژگانشبهدورباشمیراند
برداشت: موهایش به گونهای است که مانند کمند، افراد را به خود جذب میکند و مژگانش به طور نازک و فریبنده آنها را به دور میسازد.
هوش مصنوعی
۲۲
بردهبهدورخزماهبیشی
گلرادوپیادهدادهپیشی
برداشت: با زیباییاش با دورخ از ماه و با لطافتش با دو پیادهپیشی از گل پیش افتاده بود. (دورخ: دوگونه، چهره تمام. رخ و پیاده از مهرههای بازی شطرنج هستند. «مات دورخ» آسانترین نوع کیشومات در بازی شطرنج است که مهره شاه حریف توسط دو مهره رخ، کیشومات میشود. پیادهپیشی شاید منظور وقتی است که مهره پیاده (سرباز) به آخر جدول شطرنج میرسد و تبدیل به مهره فرزین (وزیر) میشود)
هوش مصنوعی
۲۳
قدشچوکشیدهزادسروی
رویشچوبهسروبر، تذروی
برداشت: او به قد بلندش شبیه سرو است و چهرهاش مانند چهره زیبا و دلپذیر سرو میباشد.
هوش مصنوعی
۲۴
لبهاشکهخندهبرشکرزد
انگشتکشیدهبرطبرزد
برداشت: لبهای او که وقتی میخندد مانند شکر شیرین میشود و انگشتش بر روی طبرزد (حکاکی یا نقشی) کشیده میشود.
هوش مصنوعی
۲۵
لعلشکهحدیثبوسمیکرد
برتنگشکرفسوسمیکرد
برداشت: لبهایش که بوسهزدن را به یاد میآورد، بر دندانهای شیرینش مانند شکر میچرخید.
هوش مصنوعی
۲۶
چاهزنخشکهسرگشاده
صددلبهغلطدراوفتاده
برداشت: چاهی که به صورت باز است، باعث شده که صد دل به اشتباه در آن بیفتند.
هوش مصنوعی
۲۷
زلفشرسنیفکندهدرراه
تاهرکهفتدبرآردازچاه
برداشت: او با موهایش دمی را به عنوان تله در راه گذاشته است تا هر کسی که به آن برخورد کند، از چاه مشکلات زندگی نجات پیدا کند.
هوش مصنوعی
۲۸
بااینهمهنازودلستانی
خونشدجگرشزمهربانی
برداشت: با این همه زیبایی و ناز و دلربایی، دلش از محبت به شدت آزرده و خونین شده است.
هوش مصنوعی
۲۹
درپردهکهراهبودبسته
میبودچوپردهبرشکسته
برداشت: زمانی که پرده بسته بود، راه دیدنی وجود نداشت، اما وقتی پرده کنار رفت، راه نمایان شد.
هوش مصنوعی
۳۰
میرفتنهفتهبرسربام
نظارهکنانزصبحتاشام
برداشت: او بر روی بام نشسته بود و از صبح تا شب به تماشای دنیا میپرداخت.
هوش مصنوعی
۳۱
تامجنونراچگونهبیند
بااونفسیکجانشیند
برداشت: چگونه ممکن است مجنون را ببیند وقتی که هیچ نفس و دوستی در کنار او نیست؟
هوش مصنوعی
۳۲
اورابهکدامدیدهجوید
بااوغمدلچگونهگوید
برداشت: شخصی به دنبال اوست و نمیداند با چه چشمی به او نگاه کند و چگونه غم خود را برایش بیان کند.
هوش مصنوعی
۳۳
ازبیمرقیبوترسبدخواه
پوشیدهبهنیمهشبزدیآه
برداشت: به خاطر نگرانی از رقیب و ترس از دشمن، در دل شب به آرامی نالهای سردادی.
هوش مصنوعی
۳۴
چونشمعبهزهرخندهمیزیست
شیرینخندیدوتلخبگریست
برداشت: شبیه شمعی که در حال سوزش است، او با لبخندی شیرین زندگی میکند، اما در دل به خاطر تلخیها گریه میکند.
هوش مصنوعی
۳۵
گلرابهسرشکمیخراشید
وزچوبرفیقمیتراشید
برداشت: گل را با اشک خود میخراشید و از چوب رفیق خود چیزی میتراشید.
هوش مصنوعی
۳۶
میسوختبهآتشجدایی
نهدوددراونهروشنایی
برداشت: او به خاطر جدایی سخت رنج میکشد و نه نشانهای از دود دارد و نه نوری که نشاندهندهٔ امید باشد.
هوش مصنوعی
۳۷
آیینهٔدردپیشمیداشت
مونسزخیالخویشمیداشت
برداشت: آینهای که نشاندهندهی درد بود، همدم آن شخص، تصورات خود را در آن نگهداشته بود.
هوش مصنوعی
۳۸
پیداشغبیچوبادمیکرد
پنهانجگریچوخاکمیخورد
برداشت: در این بیت، اشاره به وجود تلاطم و هیجانی است که به طور پنهانی در دل و روح افراد وجود دارد. این تلاطم شبیه به وزش باد است که قابل دیدن نیست، و احساساتی عمیق و پنهان مانند سنگینی و سختی خاک در دل انسان را توصیف میکند. به طور کلی، این بیت از تضاد بین جنبههای بیرونی و درونی زندگی سخن میگوید.
هوش مصنوعی
۳۹
جزسایهنبودپردهدارش
جزپردهکسینهغمگسارش
برداشت: تنها سایهای در کنار او بود و هیچ کس جز پرده، غمخوارش نبود.
هوش مصنوعی
۴۰
ازبسکهبهسایهرازمیگفت
همسایهٔاوبهشبنمیخفت
برداشت: به خاطر گفتگوهای شبانهای که در پنهانی داشت، همسایه او خوابش نمیبرد.
هوش مصنوعی
۴۱
میساختمیانآبوآتش
گفتیکهپریاستآنپریوش
برداشت: در میان آب و آتش، موجودی میسازد که گویی پری زیبا و فریبنده است.
هوش مصنوعی
۴۲
خنیاگرزنصریردوکاست
تیرآلتجعبهٔملوکاست
برداشت: نوازندهٔ زن درست مانند صدا و نغمهٔ دوک است و ابزار او به مانند جعبهای است که متعلق به پادشاهان است.
هوش مصنوعی
۴۳
اودوکدوسرفکندهازچنگ
برداشتهتیریکسرآهنگ
برداشت: او دوک و دو زنگوله را از دست برداشت و به یک باره آهنگ حرکت را آغاز کرد.
هوش مصنوعی
۴۴
ازیکسرتیرکارگرشد
سرگرداندوکازآندوسرشد
برداشت: به خاطر یک مشکل یا وضعیت سخت، شخصی به سردرگمی افتاده است و از دو طرف تحت فشار قرار گرفته، به گونهای که نمیتواند راهی برای فرار یا حل مشکل پیدا کند.
هوش مصنوعی
۴۵
دریادریاگهربرآهیخت
کشتیکشتیزدیدهمیریخت
برداشت: در دل دریا، مرواریدها به وجود آمدند و کشتیها یکی پس از دیگری از چشمها دور میشوند.
هوش مصنوعی
۴۶
میخوردغمیبهزیرپرده
غمخوردهوراوغمنخورده
برداشت: غم به طور پنهانی بر دل او سنگینی میکند، اما او ظاهراً نشان نمیدهد که غمگین است.
هوش مصنوعی
۴۷
درگوشنهادهحلقهٔزر
چونحلقهنهادهگوشبردر
برداشت: در گوش خود حلقهای از طلا گذاشتهام، مانند حلقهای که در گوش به عنوان زینت قرار میدهند و به در خانه آویزان کردهام.
هوش مصنوعی
۴۸
باحلقهٔگوشخویشمیساخت
وانحلقهبهگوشکسنینداخت
برداشت: با گوش خود چرخشی درست میکرد ولی این چرخش را به گوش کسی نمیرساند.
هوش مصنوعی
۴۹
درجستننورچشمهٔماه
چونچشمهبماندهچشمبرراه
برداشت: در جستجوی نور چشمانم به دنبالهٔ تابش ماه ایستادهام و منتظرم.
هوش مصنوعی
۵۰
تاخودکهبدوپیامیآرد
زآرامدلشسلامیآرد
برداشت: او میگوید که آن شخص (که مورد نظر است) تا زمانی که به خود پیامهایی نرساند، سلامی برای آرامش دلش نمیآورد. در واقع، او باید ابتدا به خود سر و سامان دهد تا بتواند پیامی را منتقل کند.
هوش مصنوعی
۵۱
بادیکهزنجدبردمیدی
جزبویوفادراوندیدی
برداشت: بادی که از سمت نجد به وزیدن آمده، جز عطر وفاداری در آن حس نکردی.
هوش مصنوعی
۵۲
وابریکهازآنطرفگشادی
جزآبلطفبدوندادی
برداشت: ابرهایی که تنها از آنها بارانی نیاید و فقط آب و رحمت را به او نرسانند، سودی ندارند.
هوش مصنوعی
۵۳
هرجاکهزکنجخانهمیدید
برخودغزلیروانهمیدید
برداشت: هر جا که در گوشهٔ خانه مینشست، شعر و غزلی زیبا و روحنواز بر خود مشاهده میکرد.
هوش مصنوعی
۵۴
هرطفلکهآمدیزبازار
بیتیگفتینشانده برکار
برداشت: هر کودک که به بازار آمد، شعری گفت و در واقع نشانهای از کارش را نشان داد.
هوش مصنوعی
۵۵
هرکسکهگذشتزیربامش
میدادبهبیتکیپیامش
برداشت: هر کسی که به زیر سقف خانهاش میگذشت، پیام او را به دیگران منتقل میکرد.
هوش مصنوعی
۵۶
لیلیکهچنانملاحتیداشت
درنظمسخنفصاحتیداشت
برداشت: لیلی که آنقدر زیبایی و جذابیت داشت، به طرز بسیار دلنشینی نیز سخن میگوید و در بیانش با فصاحت و بلاغت عمل میکند.
هوش مصنوعی
۵۷
ناسفتهدُریودُرهمیسفت
چونخودهمهبیتبکرمیگفت
برداشت: نیمه تلخی و زبدهای مانند در، به جمعآوری و ذخیره کردن کیفیت خاصی مثل گوهر میپردازد. به همین ترتیب، خود نیز در زمره بهترینها است و همچنان به بیان سخنان ناب و تازه ادامه میدهد.
هوش مصنوعی
۵۸
بیتیکهزحسبحالمجنون
خواندیبهمثلچودُرمکنون
برداشت: در مورد حال و احوال مجنون که صحبت کردی، بدان که مثل جواهر پنهان و ارزشمند است.
هوش مصنوعی
۵۹
آنرادگریجوابگفتی
آتشبشنیدیآبگفتی
برداشت: شما به دیگری پاسخ دادید، در حالی که آن شخص صدای آتش را شنیده و شما به او گفتید که آب است.
هوش مصنوعی
۶۰
پنهانورقیبهخونسرشتی
وانبیتکرابراونوشتی
برداشت: در این بیت، گوینده به این اشاره میکند که به طور نهانی یا غیرعلنی، چیزی را با جان و دل رقم زده است. او با استفاده از خون و احساسات عمیق خود، صفحهای را مینویسد و این بیان، نشاندهنده اهمیت و عمق احساسات اوست.
هوش مصنوعی
۶۱
برراهگذرفکندیازبام
دادیزسمنبهسروپیغام
برداشت: تو از بالای بام، پیامی به درخت سرو انداختی و آن را به گردشگران هدیه دادی.
هوش مصنوعی
۶۲
آنرقعهکسیکهبرگرفتی
برخواندیورقصدرگرفتی
برداشت: کسی که نامهاش را برداشت و خواند، به شادی و سرور مشغول شد و به رقص در آمد.
هوش مصنوعی
۶۳
بردیوبدانغریبدادی
کزویسخنغریبزادی
برداشت: تو مرا بردی و به آن غریبهای سپردی که از او سخنهای غریبی به وجود آمده است.
هوش مصنوعی
۶۴
اونیزبدیههایروانه
گفتیبهنشانآننشانه
برداشت: او هم به طور ناگهانی و به راحتی گفت چیزی که نشانهای از آن موضوع بود.
هوش مصنوعی
۶۵
زینگونهمیانآندودلبند
میرفتپیامگونهایچند
برداشت: از این طریق، آن دو معشوق با پیامهای مختلف به هم میرسیدند.
هوش مصنوعی
۶۶
زآوازهٔآندوبلبلمست
هربَلبَلهایکهبودبشکست
برداشت: به خاطر آواز زیبا و شگفتانگیز آن دو بلبل شاداب، هر گونه صدای ناهنجار و بینظمی نابود شد.
هوش مصنوعی
۶۷
زانهردوبریشمخوشآواز
برسازبسیبریشمساز
برداشت: از هر دو این صداها، خوب و زیبا مینوازم. به همین خاطر، بر سازم چیزهای زیادی مینوازم.
هوش مصنوعی
۶۸
بررودربابونالهٔچنگ
یکرنگنوایآندوآهنگ
برداشت: بر روی رود رباب و آواز چنگ، یک صدای تازه از هر یک از آنها به گوش میرسد.
هوش مصنوعی
۶۹
زایشانسخنیبهنکتهراندن
وزچنگزدنزنایخواندن
برداشت: این مطلب به این اشاره دارد که بعضی از افراد میتوانند به شکلی زیبا و هوشمندانه صحبت کنند و با هنر چنگ زدن، نغمهها و آهنگها را به صورت جذابی اجرا کنند. آنها توانایی دارند که نکات مهم را در گفتگوها بیان کنند و از موسیقی برای انتقال احساسات و معانی عمیق استفاده کنند.
هوش مصنوعی
۷۰
ازنغمهٔآندوهمترانه
مطربشدهکودکانخانه
برداشت: ترانه در موسیقی قدیم به آهنگی میگفتهاند که بر وزنهای سبکتر باشد و معمولا مناسب کودکان و جوانان.
هوش مصنوعی
۷۱
خصماندرطعنهبازکردند
درهردوزباندرازکردند
برداشت: دشمنان به طعنه زدن مشغول شدند و از هر دو طرف به زبانهایشان اذیت کردند.
هوش مصنوعی
۷۲
وایشانزبدگزافگویان
خودرابهسرشکدیدهشویان
برداشت: آنها از حرفهای ناپسند دیگران، خود را با اشک چشم شستشو میدهند.
هوش مصنوعی
۷۳
بودندبراینطریقسالی
قانعبهخیالوچونخیالی
برداشت: در این راه، سالها به خیال بسنده کردند و وقتی خیال کردند.
هوش مصنوعی
۷۴
چونپردهکشیدگلبهصحرا
شدخاکبهرویگلمطرا
برداشت: وقتی گل در صحرا شکوفا میشود، خاک روی آن را میپوشاند و آن را زیباتر میسازد.
هوش مصنوعی
۷۵
خندیدشکوفهبردرختان
چونسکهٔروینیکبختان
برداشت: شکوفهها بر روی درختان به زیبایی و شادی میخندند، مثل سکههایی که روی چهره افرادی خوشبخت میدرخشند.
هوش مصنوعی
۷۶
ازلالهٔسرخوازگلزرد
گیتیعلمدورنگبرکرد
برداشت: از لالهٔ سرخ و گل زرد دنیا پرچم دو رنگی برافراشته شده است.
هوش مصنوعی
۷۷
ازبرگونوابهباغوبستان
بابرگونواهزاردستان
برداشت: از سرسبزی و صدای خوش طبیعت، باغ و گلزار پر از زیبایی و زندگی میشود و هر گوشه آن داستانهای زیادی برای گفتن دارد.
هوش مصنوعی
۷۸
سیرابیسبزههاینوخیز
ازلؤلؤترزمردانگیز
برداشت: سبزههای تازه مانند دانههای لؤلؤ در درخشش و زیبایی هستند.
هوش مصنوعی
۷۹
لالهزورقفشاندهشنگَرف
کافتادهسیاهیشبرآنحرف
برداشت: گل لالهای که بر روی ورق افتاده، رنگ قرمزش همچون شنگرف (رنگ سرخ) به اطراف خود پراکنده شده و سیاهی آن بر روی حرفی که نوشته شده، نشسته است.
هوش مصنوعی
۸۰
زلفینبنفشهازدرازی
درپایفتادهوقتبازی
برداشت: گیسوانی مانند بنفشه، به دلیل بلندی آنها، در حال بازی بر زمین افتاده است.
هوش مصنوعی
۸۱
غنچهکمراستوارمیکرد
پیکانکشیایزخارمیکرد
برداشت: غنچه به نشانهی استقامت و خوبی خود، مانند کمانی که تیر را آماده میکند، به خوبی زندگیاش را شکل میدهد و از دشواریها مثل خارها عبور میکند.
هوش مصنوعی
۸۲
گلیافتستبرقحریری
شدبادبهگوشوارهگیری
برداشت: گلی که در کنار آن نسیم ملایمی وزیده، به نرمی و لطافت حریر تبدیل شده است.
هوش مصنوعی
۸۳
نیلوفرازآفتابگلرنگ
برآبسپرفکندبیجنگ
برداشت: نیلوفر آبی با رنگ زیبای خود در برابر آفتاب بر روی آب قرار گرفته و بدون هیچ جنگ و تنشی میدرخشد.
هوش مصنوعی
۸۴
سنبلسرنافهبازکرده
گلدستبدودرازکرده
برداشت: نماد زیبایی و طراوت، یعنی سنبل، در حال شکفتن و نمایان شدن است و گل به سمت آن دست دراز کرده و خواستار نزدیکتر شدن به آن زیبایی است.
هوش مصنوعی
۸۵
شمشادبهجعدشانهکردن
گلناربهناردانهکردن
برداشت: درخت شمشاد را به زیبایی و شکنندگی شانه میزنند و درخت گلنار را به هنگام برداشت میوهاش، دانهدانه میچینند.
هوش مصنوعی
۸۶
نرگسزدماغآتشینتاب
چونتبزدگانبجستهازخواب
برداشت: نرگس با زیبایی و جذابیت خود، مانند کسی که از خواب بیدار شده و حالتی آتشین دارد، توجه را جلب میکند.
هوش مصنوعی
۸۷
خورشیدزقطرههایباده
خونازرگارغوانگشاده
برداشت: خورشید با گرمابی که از قطرههای شراب به دست میآورد، قدرتی را به وجود میآورد که از ساقههای گل ارغوانی میجوشد.
هوش مصنوعی
۸۸
زانچشمهٔسیمکزسمنرست
نسرینورقیکهداشتمیشست
برداشت: از آن چشمهٔ نقرهای که گل نسرین از آن پرورش یافته، ورقۀ وابسته به آن در حال شستشو است.
هوش مصنوعی
۸۹
گلدیدهبهبوسبازمیکرد
چونمثلندیدنازمیکرد
برداشت: گل به روی بوسه باز میکرد، زیرا مانند کسی که زیبایی را ندیده باشد، ناز میکرد.
هوش مصنوعی
۹۰
سوسننهزبانکهتیغدربر
نینیغلطمکهتیغبرسر
برداشت: این بیت به این معناست که سوسن (که نماد زیبایی است) نمیتواند زبان بگشاید و صحبت کند، و در این مورد اشاره به این میکند که او سختیها و چالشها را به راحتی تحمل نمیکند. همچنین بیان میکند که من هیچگاه در برابر مشکلات و تهدیدات تسلیم نخواهم شد و همچنان قوی و مقاوم خواهم ماند.
هوش مصنوعی
۹۱
مرغانزبانگرفتهچونزاغ
بگشادهزبانمرغدرباغ
برداشت: پرندگانی که زبانشان بسته بود، حالا مانند زاغ زبانشان را باز کردهاند و مرغی که در باغ است نیز صحبت میکند.
هوش مصنوعی
۹۲
دراجزدلکبابیانگیخت
قمرینمکیزسینهمیریخت
برداشت: پرندهای از دل داغدل چنان شعلهای برمیخیزد که قمر ناراحت و دلگرفته، از سینهاش اشک میریزد.
هوش مصنوعی
۹۳
هرفاختهبرسرچناری
درزمزمهٔحدیثیاری
برداشت: هر فاختهای در بالای درخت چنار، با صدای آرام و دلنشینش، داستان عشق و محبتش را میگوید.
هوش مصنوعی
۹۴
بلبلزدرختسرکشیده
مجنونصفتآهبرکشیده
برداشت: پرندهای مانند بلبل از درختی سر برآورده و با حالتی دیوانهوار ناله و آه میکشد.
هوش مصنوعی
۹۵
گلچونرخلیلیازعماری
بیرونزدهسربهتاجداری
برداشت: گلی که مانند چهره لیلی از یک عمارت به بیرون آمده، نشان از زیبایی و شکوه دارد.
هوش مصنوعی
۹۶
درفصلگلیچنینهمایون
لیلیزوثاقرفتبیرون
برداشت: در فصل گل، لیلی زیبا با خوشحالی و آزادی از بند و زنجیر رهایی یافته است.
هوش مصنوعی
۹۷
بندسرزلفتابداده
گلزاربنفشهآبداده
برداشت: موهای پیچ خورده و زیبای او به گلزار بنفشه حالتی خاص بخشیده و مانند آبی است که بر روی گلها ریخته شده است.
هوش مصنوعی
۹۸
ازنوشلبانآنقبیله
گردشچوگهریکیطویله
برداشت: از شیرینی لبهای آن قوم، مانند جواهر، یک طوفان به پا میشود.
هوش مصنوعی
۹۹
ترکانعربنشینشاننام
خوشباشدتُرکِتازیاندام
برداشت: ترکان در سرزمینهای عربی دارای نامی زیبا هستند، زیرا آنها مانند تازیها با قامتی دلنشین و زیبا هستند.
هوش مصنوعی
۱۰۰
درحلقهٔآنبتانچونحور
میرفتچنانکهچشمبددور
برداشت: وقتی آن زیباییها مثل حوریان به سمت من میآمدند، چشمانم به قدری محو آنها بود که هرگونه چشمبد را دور میکرد.
هوش مصنوعی
۱۰۱
تاسبزهباغراببیند
درسایهسرخگلنشیند
برداشت: او تا زمانی که سبزهزار باغ را ببیند، در زیر سایه گلهای سرخ استراحت میکند.
هوش مصنوعی
۱۰۲
بانرگستازهجامگیرد
بالالهنبیدخامگیرد
برداشت: با گل نرگس تازه نوشیدنی مینوشد و با گل لاله شرابی خام مینوشد.
هوش مصنوعی
۱۰۳
اززلفدهدبنفشهراتاب
وزچهرهگلشکفتهراآب
برداشت: موهای افشان بنفشه به آن زیبایی میافزاید و چهره گل را با زیباییاش سیراب میکند.
هوش مصنوعی
۱۰۴
آموزدسروراسواری
شویدزسمنسپیدکاری
برداشت: آموختن هنر سوارکاری از درخت سمن که به زیبایی و ظرافت معروف است، میتواند به درخت سرو کمک کند تا بهتر و استوارتر شود.
هوش مصنوعی
۱۰۵
ازنافهٔغنچهباجخواهد
وزملکچمنخراجخواهد
برداشت: غنچه مانند یک نازنین از باد خوشبو یا عطر خود مالیات خواهد گرفت و از باغچه یا دنیای زیبای چمن نیز بهایی خواهد خواست.
هوش مصنوعی
۱۰۶
برسبزهزسایهنخلبندد
برصورتسرووگلبخندد
برداشت: زیر سایه نخل، سبزه میروید و در این حال، بر روی سرو و گل لبخند میزند.
هوش مصنوعی
۱۰۷
نهنهغرضشنهاینسخنبود
نهسرووگلونهنسترنبود
برداشت: نه، مقصودش از این حرف نه گل و نه درخت و نه زیباییها بود.
هوش مصنوعی
۱۰۸
بودشغرضآنکهدرپناهی
چونسوختگانبرآردآهی
برداشت: غرض او این است که در دامن حمایتی مانند سوختگان، آهی را برآورد.
هوش مصنوعی
۱۰۹
بابلبلمسترازگوید
غمهایگذشتهبازگوید
برداشت: پرندهای خوشآواز به راحتی با سرمستی خود، دربارهی دردها و مشکلات گذشته صحبت میکند و آنها را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی
۱۱۰
یابدزنسیمگلستانی
ازیارغریبخودنشانی
برداشت: نسیم گلستان میتواند نشانی از یار غریبش برای او بیاورد.
هوش مصنوعی
۱۱۱
باشدکهدلشگشادهگردد
باریزدلشفتادهگردد
برداشت: امیدوارم دلش روزی آرامش پیدا کند و از ناراحتیهایش رهایی یابد.
هوش مصنوعی
۱۱۲
نخلستانیبدانزمینبود
کارایشنقشبندچینبود
برداشت: در آن زمین نخلستانی وجود داشت که درختان آن به زیبایی طراحی شده بودند و به نوعی هنری از نقشبندی شباهت داشتند.
هوش مصنوعی
۱۱۳
ازحلهبهحلهنخلگاهش
درباغارمگشادهراهش
برداشت: در باغ ارم، درختان نخل با زیبا و خوشبو شدن، به هم پیوسته و مسیر را باز کردهاند.
هوش مصنوعی
۱۱۴
نزهتگاهیچنانگزیده
دربادیهچشمکسندیده
برداشت: در میانه بیابان، جایی بسیار زیبا و خاص وجود دارد که هیچ کس تا کنون آن را ندیده است.
هوش مصنوعی
۱۱۵
لیلیودگرعروسنامان
رفتندبدانچمنخرامان
برداشت: عشقام و دیگر زیباییها به باغی رفتند و در آنجا با زیبایی در حال گردش و شادی هستند.
هوش مصنوعی
۱۱۶
چونگلبهمیانسبزهبنشست
برسبزهزسایهگلهمیبست
برداشت: به محض اینکه گل در میان سبزهها نشسته، سایهاش بر روی سبزهها میافتد.
هوش مصنوعی
۱۱۷
هرجاکهنسیماودرآمد
سوسنبشکفتوگلبرآمد
برداشت: هرجا که نسیم محبت او بوزد، گلها میشکفند و زیبا میشوند.
هوش مصنوعی
۱۱۸
برهرچمنیکهدستمیشست
شمشاددمیدوسرومیرست
برداشت: در هر چمنی که آبپاشی میشود، درختان بلند و سرسبز به عمل میآیند.
هوش مصنوعی
۱۱۹
باسروبنانلالهرخسار
آمدبهنشاطوخندهدرکار
برداشت: با چهره زیبا و دلنشین خود، لاله با نشاط و خنده به جلوه آمد.
هوش مصنوعی
۱۲۰
تایکچندینشاطمیساخت
آخرزنشاطگهبرونتاخت
برداشت: مدتی شادمانی و سرزندگی را احساس کرد، اما بالاخره از آن حال و نشاط خارج شد و به زندگی واقعی برگشت.
هوش مصنوعی
۱۲۱
تنهابنشستزیرسروی
چونبرپرطوطیایتذروی
برداشت: او به تنهایی زیر درخت سرو نشسته بود، مثل پرندهای با رنگ زیبا و جذاب.
هوش مصنوعی
۱۲۲
برسبزهنشستهخرمنگل
نالیدچودربهاربلبل
برداشت: در میان سبزهها و گلهای زیبا، خرمن گل آه و نالهای سر میدهد، مانند بلبل که در فصل بهار آواز میخواند.
هوش مصنوعی
۱۲۳
نالیدوبنالهدرنهانی
میگفتزرویمهربانی
برداشت: او در خفا و به طور پنهانی ناله میکرد و از روی محبت میگفت.
هوش مصنوعی
۱۲۴
کاییارموافقوفادار
ویچونمنوهمبهمنسزاوار
برداشت: ای دوست وفادار و همراه، تو همانند من هستی و شایسته همدلی و همراهی ما هستی.
هوش مصنوعی
۱۲۵
ایسروجوانهٔجوانمرد
ویبادلگرموبادمسرد
برداشت: ای سرو جوان، تو که دارای صفات نیکو هستی، با قلبی گرم و روحی آرام و خونسردی.
هوش مصنوعی
۱۲۶
آیازدرآنکهدرچنینباغ
آییوزداییازدلمداغ
برداشت: ای خوشا به حال کسی که به این باغ زیبا میآید و از دل من غمها را دور میکند.
هوش مصنوعی
۱۲۷
بامنبهمراددلنشینی
مننارونوتوسروبینی
برداشت: با من بنشین که من در دل خود به آرزوی تو مینگرم، من به مانند درخت نارون هستم و تو مانند درخت سرو.
هوش مصنوعی
۱۲۸
گیرمزمنتفراغمننیست
پروایسرایوباغمننیست
برداشت: اگرچه از لطف تو بیبهرهام و دیگر برای منزل و باغم اهمیتی ندارم، اما این را میپذیرم.
هوش مصنوعی
۱۲۹
آخربهزباننیکنامی
کمزآنکهفرستیمپیامی؟
برداشت: در نهایت، با زبان نیکو و خوشنامی چه کم دارد اگر پیامی به دیگران ارسال کنیم؟
هوش مصنوعی
۱۳۰
ناکردهسخنهنوزپرواز
کزرهگذریبرآمدآواز
برداشت: سخنی که هنوز بیان نشده است، مانند پروازی است که از دست عبوری به گوش میرسد.
هوش مصنوعی
۱۳۱
شخصیغزلیچودُرّمکنون
میخواندزگفتههایمجنون
برداشت: یک فردی شعری زیبا مانند گوهری پنهان میخواند که از سخنان مجنون الهام گرفته شده است.
هوش مصنوعی
۱۳۲
ک«ایپردهدرِصلاحکارم
امیدتوبادپردهدارم
برداشت: ای کسی که به من در کارهای خوب کمک میکنی، امیدوارم که تو حامی من باشی.
هوش مصنوعی
۱۳۳
مجنونبهمیانموجخوناست
لیلیبهحسابِکارچوناست؟
برداشت: مجنون در دریایی از هیجان و عشق غرق شده است، در حالی که لیلی در حال فکر کردن و بررسی وضعیت خود و ارتباطشان است.
هوش مصنوعی
۱۳۴
مجنونجگریهمیخراشد
لیلینمکازکهمیتراشد؟
برداشت: مجنون که به خاطر عشق لیلی دچار جنون شده، دلش را میخراشد و از خود میپرسد که سرچشمه این درد و دلزدگی از کجاست و آیا عشق لیلی مانند نمک خالص و لذتبخش است یا بیشتر از آن، دردی را به همراه دارد؟
هوش مصنوعی
۱۳۵
مجنونبهخدنگِخارسفتهست
لیلیبهکدامنازخفتهست؟
برداشت: مجنون در حال جستجو و آشفتگی به سر میبرد و در این میان، از خود میپرسد که لیلی در کدامین زیبایی و ناز خوابیده و در خیال است.
هوش مصنوعی
۱۳۶
مجنونبههزارنوحهنالد
لیلیچهنشاطمیسگالد؟
برداشت: مجنون با هزار ناله و زاری از دوری لیلی، چگونه میتواند دلشاد و خوشحال باشد؟
هوش مصنوعی
۱۳۷
مجنونهمهدردوداغدارد
لیلیچهبهاروباغدارد؟
برداشت: مجنون فقط غم و اندوه دارد، در حالی که لیلی در شادی و زیبایی به سر میبرد.
هوش مصنوعی
۱۳۸
مجنونکمرنیازبندد
لیلیبهرخکهبازخندد؟
برداشت: مجنون برای لیلی، به خاطر عشقش، خود را در بند نیاز میبیند و به او مینگرد که باز هم لبخند میزند.
هوش مصنوعی
۱۳۹
مجنونزفراقْدلرمیدهست
لیلیبهچهراحتآرمیدهست؟»
برداشت: مجنون به خاطر دوری از لیلی، دلش آزرده و ناراحت است، اما لیلی چطور اینقدر آرام و راحت خوابیده؟
هوش مصنوعی
۱۴۰
لیلیچوسماعاینغزلکرد
بگریست؛ زگریهسنگحلکرد
برداشت: مصرع دوم: گریهاش سنگ را آب میکرد.
هوش مصنوعی
۱۴۱
زانسروبنانبوستانی
میدیددراویکینهانی
برداشت: در باغی سرو بلندی را میدید که در آن یک زیبایی پنهان وجود دارد.
هوش مصنوعی
۱۴۲
کزدوریدوستبرچهساناست
بردوستچگونهمهرباناست
برداشت: از دوری دوست چه حالتی به دل میزند و بر دوست چقدر با محبت و نیکو است.
هوش مصنوعی
۱۴۳
چونبازشدندسویخانه
شددرصدفآندُریگانه
برداشت: زمانی که به سمت خانه بازگشتند، آن دُر یگانه در صدف خود ظاهر شد.
هوش مصنوعی
۱۴۴
دانندهٔراز، رازننهفت
بامادرشآنچهدیدبرگفت
برداشت: آنکه به دانش و آگاهی شناخته میشود، رازهای نهفته را با مادرش در میان گذاشت و هر آنچه را که دیده بود، بیان کرد.
هوش مصنوعی
۱۴۵
تامادرمشفقشنوازد
درچارهگریشچارهسازد
برداشت: تا زمانی که مادر مهربانش او را با محبت نوازش کند، در حل مشکلات نیز موفق خواهد بود.
هوش مصنوعی
۱۴۶
مادرزپیعروسناکام
سرگشتهشدهچومرغدردام
برداشت: مادر که از عروس ناموفق خود ناامید و سرگردان شده، مانند پرندهای است که در تله گرفتار شده است.
هوش مصنوعی
۱۴۷
میگفتگرشگذارمازدست
آنشیفتهگشتواینشودمست
برداشت: میگفت اگر او را از دست بدهم، آن شخص شیفته میشود و این باعث میشود که او به حالت مستی بیفتد.
هوش مصنوعی
۱۴۸
ورصابریایبدونمایم
برنایدازووزوبرآیم
برداشت: اگر صبر و شکیبایی را به او نشان دهم، از او هیچ چیز حاصل نخواهد شد و من از او برخواهم خاست.
هوش مصنوعی
۱۴۹
برحسرتاودریغمیخورد
میخورددریغوصبرمیکرد
برداشت: او به خاطر حسرت آن شخص، بسیار غصه میخورد و در درون خود افسوس میخورد و صبر میکرد.
هوش مصنوعی
۱۵۰
لیلیکهچوگنجشدحصاری
میبودچوماهدرعماری
برداشت: لیلی به مانند گنجی است که در یک حصار قرار دارد و همچون ماهی است که در فضایی روشن و زیبا میدرخشد.
هوش مصنوعی
۱۵۱
میزدنفسیگرفتهچونمیغ
میخوردغمینهفتهچونتیغ
برداشت: او نفسش را به سختی میکشد و گویی غمی پنهان در دل دارد، مانند تیغی که در سینهاش نهفته است.
هوش مصنوعی
۱۵۲
دلتنگچنانکهبودمیزیست
بیتنگدلیبهعشقدر، کیست؟
برداشت: دلتنگی به حدی بود که بدون غم و اندوه زندگی میکرد. در عشق واقعی، آیا کسی پیدا میشود که بتواند چنین حالتی را تجربه کند؟