دگر ره گفت «بعد از زندگانی
به یاد آرم حدیث این جهانی؟»
در این شعر، گوینده به یادآوری تجربیات دنیوی و زندگی پس از مرگ میپردازد. او از پیر دانشآموز میپرسد که آیا در آن دنیا نیز میتوان به یاد داستانها و نشانههای این زندگی بود؟ پیر با نوری که دارد، به او یادآوری میکند که او پیش از ورود به دنیا، نور و آگاهی داشته و در آن دنیا نیز نخواهد توانست به جزئیات این زندگی تکیه کند. او همچنین هشدار میدهد که ممکن است در روزگار دیگر، آدمی، یاد و خاطرات این زندگی را فراموش کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دگر ره گفت «بعد از زندگانی
به یاد آرم حدیث این جهانی؟»
جوابش داد پیرِ دانشآموز
که «ای روشنچراغِ عالمافروز
تو آن نوری که پیش از صحبت ِ خاک
ولایت داشتی بر بام افلاک
ز تو گر باز پرسند آن نشانها
نیاری هیچ حرفی یاد از آنها
چو روزی بگذری زین محنتآباد
از آن ترسم کز این هم ناوری یاد
کسی کاو یاد نارد قصهٔ دوش
تواند کردن امشب را فراموش»