دگر ره گفت اگر جان هست حاصل
نه نقش کالبدها هست باطل؟
در این شعر، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر زندگی و جان وجود دارد، پس شکلهای ظاهری و جسمی ما بیمعنا و باطل هستند. او به خوابهایی که میبیند توجه میکند و از خود میپرسد که چه کسی میتواند این اشکال را نگه دارد. پاسخ این است که ما از طریق عادتها به خیالات مرده عادت کردهایم. وقتی فکر و توجه ما به خواب عادات جاری گردد، آن وقت جانها نمایان میشوند. در واقع، شاعر به عمق وجود و حقیقت زندگی فراتر از ظاهر مادی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دگر ره گفت اگر جان هست حاصل
نه نقش کالبدها هست باطل؟
چو میبینم بهخواب این نقشها چیست؟
نگهدارندهٔ این نقشها کیست؟
جوابش داد کز چندین شهادت
خیال مرده را با تست عادت
چو گردد خواب را فکرت خریدار
در آن عادت شود جانها پدیدار