خسرو و شیرین

بخش ۹۸ - در بقای جان

سرودهٔ نظامی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دگر باره شهِ بیداربختش

سؤالی زیرکانه کرد سختش

۲

که گر جان را جهان چون کالبد خوَرد

چرا با ما کند در خواب ناوَرد؟

۳

و گر جان ماند و از قالب جدا شد

بگو تا جان چندین کس کجا شد؟

۴

جوابش داد کاین محکم سؤالست

ولی جان بی جسد دیدن محالست

۵

نه از جان بی جسد پرسید شاید

نه بی‌پرگار جنبش دید شاید

۶

چو از پرگارِ تن بیکار گردد

فلک را جنبش پرگار گردد

بازگشت به سروده‌های نظامی