خسرو و شیرین

بخش ۹۷ - گذشتن از جهان

سرودهٔ نظامی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دگر ره گفت کای دریای دُربار

چو دُر صافی و چون دریا عجب‌کار

۲

عجب دارم ز یارانی که خفتند

که خواب دیده را با کس نگفتند

۳

همه گفتند چون ما در زمین آی

نگوید کس چنین رفتم چنین آی

۴

جوابش داد دانای نهانی

که نقد این جهانست آن جهانی

۵

نگنجد آن ترنم اندرین ساز

مخالف باشد ار برداری آواز

۶

نفس در آتش آری دم بگیرد

و گر آتش در آب آری بمیرد

بازگشت به سروده‌های نظامی