دگر ره گفت کاجرام کواکب
ندانم بر چه مرکوبند راکب
در این شعر، گوینده از وجود کواکب و ارتباط آنها با جهانهای متفاوت صحبت میکند و میگوید که نمیداند راکبهای این کواکب بر چه مرکوبهایی سوارند. او به نقل از شنیدههای خود اشاره میکند که هر کوکب دارای جهانی جداگانه است. اما در پاسخ به این سخن، دیگران نیز تایید میکنند که این موضوع را شنیدهاند، اما به درستی آن شک دارند و میگویند که وقتی از واقعیت فراتر میروند، متوجه میشوند که این مفهوم غیرممکن به نظر میرسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دگر ره گفت کاجرام کواکب
ندانم بر چه مرکوبند راکب
شنیدستم که هر کوکب جهانیست
جداگانه زمین و آسمانیست
جوابش داد کاین ما هم شنیدیم
درستی را بدان قایم ندیدیم
چو وا جستیم از آن صورت که حالست
رصد بنمود کاین معنی محالست