این بگفتند و روان گشتند زود
هر چه بود ای یار من آن لحظه بود
دفتر ششم
این بخش از شعر به توصیف افرادی میپردازد که به عشق و معشوق خود اهمیت میدهند و برای رسیدن به آن از تمام چیزهای دیگر دست میکشند. آنها مانند ابراهیم ادهم و اسمعیل، که در پی عشق و آرمان خود از زندگی مرفه و راحتی خود کنارهگیری میکنند، به دنبال حقیقت و عشق هستند. این افراد صبر را برگزیده و به راهی نامعلوم روانه شدهاند، نشاندهندهٔ فداکاری و تعهد آنها به عشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
این بگفتند و روان گشتند زود
هر چه بود ای یار من آن لحظه بود
صبر بگزیدند و صدیقین شدند
بعد از آن سوی بلاد چین شدند
والدین و ملک را بگذاشتند
راه معشوق نهان بر داشتند
همچو ابراهیم ادهم از سریر
عشقشان بیپا و سر کرد و فقیر
یا چو ابراهیم مرسل سرخوشی
خویش را افکند اندر آتشی
یا چو اسمعیل صبار مجید
پیش عشق و خنجرش حلقی کشید