اندر آن رقعه نبشته بود این
که برون شهر گنجی دان دفین
در این متن، فردی به دنبال گنجی پنهان در خارج از شهر است که در یک رقعه به او اطلاع داده شده. او به یک مکان خاص در مشهد مراجعه میکند و سعی میکند با تیراندازی مکان گنج را پیدا کند. پس از چندین تلاش و با استفاده از ابزارهایی مانند تبر و بیل، او متوجه نمیشود که گنجی در آن مکان وجود ندارد. این داستان به تکرار تلاشهای بیفایده او اشاره دارد و در نهایت به ایجاد حیرت و شگفتی در مردم شهر اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اندر آن رقعه نبشته بود این
که برون شهر گنجی دان دفین
آن فلان قبه که در وی مشهدست
پشت او در شهر و در در فدفدست
پشت با وی کن تو رو در قبله آر
وانگهان از قوس تیری بر گذار
چون فکندی تیر از قوس ای سعاد
بر کن آن موضع که تیرت اوفتاد
پس کمان سخت آورد آن فتی
تیر پرانید در صحن فضا
زو تبر آورد و بیل او شاد شاد
کند آن موضع که تیرش اوفتاد
کند شد هم او و هم بیل و تبر
خود ندید از گنج پنهانی اثر
همچنین هر روز تیر انداختی
لیک جای گنج را نشناختی
چونک این را پیشه کرد او بر دوام
فجفجی در شهر افتاد و عوام