دفتر ششم

بخش ۶۱ - جواب دادن قاضی صوفی را

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گفت قاضی گر نبودی امر مر

ور نبودی خوب و زشت و سنگ و در

۲

ور نبودی نفس و شیطان و هوا

ور نبودی زخم و چالیش و وغا

۳

پس به چه نام و لقب خواندی ملک

بندگان خویش را ای منهتک

۴

چون بگفتی ای صبور و ای حلیم

چون بگفتی ای شجاع و ای حکیم

۵

صابرین و صادقین و منفقین

چون بدی بی ره‌زن و دیو لعین

۶

رستم و حمزه و مخنث یک بدی

علم و حکمت باطل و مندک بدی

۷

علم و حکمت بهر راه و بی‌رهیست

چون همه ره باشد آن حکمت تهیست

۸

بهر این دکان طبع شوره‌آب

هر دو عالم را روا داری خراب

۹

من همی‌دانم که تو پاکی نه خام

وین سؤالت هست از بهر عوام

۱۰

جور دوران و هر آن رنجی که هست

سهل‌تر از بعد حق و غفلتست

۱۱

زآنک اینها بگذرند آن نگذرد

دولت آن دارد که جان آگه برد

بازگشت به سروده‌های مولانا