گفت صوفی که چه بودی کین جهان
ابروی رحمت گشادی جاودان
در این شعر، صوفی به بررسی ویژگیهای جهان میپردازد و از رحمت و جود خداوند سخن میگوید. او اشاره میکند که هر لحظه، شوری از جانب خداوند به وجود نمیآید و نیش و آزارها در این دنیا وجود ندارد. همچنین تأکید میشود که شب، نور روز را نمیدزدد و لذتهای زندگی نباید از بین بروند. در نهایت، صوفی به این نکته میرسد که اگر نعمتهای خداوند وجود نداشتند، انسانها چه کمبودهایی در زندگی خود احساس میکردند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفت صوفی که چه بودی کین جهان
ابروی رحمت گشادی جاودان
هر دمی شوری نیاوردی به پیش
بر نیاوردی ز تلوینهاش نیش
شب ندزدیدی چراغ روز را
دی نبردی باغ عیش آموز را
جام صحت را نبودی سنگ تب
آمنی با خوف ناوردی کرب
خود چه کم گشتی ز جود و رحمتش
گر نبودی خرخشه در نعمتش