گفت صوفی چون ز یک کانست زر
این چرا نفعست و آن دیگر ضرر
در این بیتها شاعر به وحدت هستی اشاره دارد و میگوید که همه چیز از یک منبع واحد سرچشمه میگیرد، اما دلیل تفاوتها و تضادهایی که در عالم مشاهده میشود چیست؟ او به مسائلی چون سرشت خوب و بد، نفع و ضرر، و آگاهی و ناآگاهی اشاره میکند. به این معنا که اگر همه چیز از یک وجود است، پس این تضادها و تفاوتها چگونه به وجود آمدهاند. شاعر سعی دارد نشان دهد که در عین تنوع، همه چیز به یک وحدت برمیگردد و این تنوع در واقع از یک حقیقت واحد نشأت میگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفت صوفی چون ز یک کانست زر
این چرا نفعست و آن دیگر ضرر
چونک جمله از یکی دست آمدست
این چرا هوشیار و آن مست آمدست
چون ز یک دریاست این جوها روان
این چرا نوش است و آن زهر دهان
چون همه انوار از شمس بقاست
صبح صادق صبح کاذب از چه خاست
چون ز یک سرمهست ناظر را کحل
از چه آمد راستبینی و حول
چونک دار الضرب را سلطان خداست
نقد را چون ضرب خوب و نارواست
چون خدا فرمود ره را راه من
این خفیر از چیست و آن یک راهزن
از یک اشکم چون رسد حر و سفیه
چون یقین شد الولد سر ابیه
وحدتی که دید با چندین هزار
صد هزاران جنبش از عین قرار