دفتر ششم

بخش ۴۰ - صفت آن عجوز

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چونک مجلس بی چنین پیغاره نیست

از حدیث پست نازل چاره نیست

۲

واستان هین این سخن را از گرو

سوی افسانهٔ عجوزه باز رو

۳

چون مسن گشت و درین ره نیست مرد

تو بنه نامش عجوز سال‌خورد

۴

نه مرورا راست مال و پایه‌ای

نه پذیرای قبول مایه‌ای

۵

نه دهنده نی پذیرندهٔ خوشی

نه درو معنی و نه معنی‌کشی

۶

نه زبان نه گوش نه عقل و بصر

نه هش و نه بیهشی و نه فکر

۷

نه نیاز و نه جمالی بهر ناز

تو بتویش گنده مانند پیاز

۸

نه رهی ببریده او نه پای راه

نه تبش آن قحبه را نه سوز و آه

بازگشت به سروده‌های مولانا