چون شنیدی بعضی اوصاف بلال
بشنو اکنون قصهٔ ضعف هلال
دفتر ششم
در این متن، به داستان بلال اشاره شده است و ضعف هلال مورد بررسی قرار میگیرد. بلال با اوصافی خاص توصیف میشود که از آن بیشتر درخشش و روشنی دارد. در ادامه، به حال یک جوان اشاره میشود که در رابطه با سنش و سالهای عمرش صحبت میکند، اما پاسخ دقیق نمیدهد و به نظرات دیگران بیتوجه است. در نهایت، به او توصیه میشود که به مادرش برگردد و از سردرگمی خارج شود. این داستان به نوعی به تفاوتهای نگرشی و ضعفهای انسانی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون شنیدی بعضی اوصاف بلال
بشنو اکنون قصهٔ ضعف هلال
از بلال او بیش بود اندر روش
خوی بد را بیش کرده بد کشش
نه چو تو پسرو که هر دم پستری
سوی سنگی میروی از گوهری
آنچنان کان خواجه را مهمان رسید
خواجه از ایام و سالش بر رسید
گفت عمرت چند سالست ای پسر
بازگو و در مدزد و بر شمر
گفت هجده هفده یا خود شانزده
یا که پانزده ای برادرخوانده
گفت واپس واپس ای خیره سرت
باز میرو تا بکس مادرت