اندر آمد پیش پیغامبر ضریر
کای نوابخش تنور هر خمیر
دفتر ششم
در این متن، شاعری به پیغامبر اسلام، پیامبر احمد (ص)، اشاره میکند و از او به عنوان نجاتدهنده و سرور یاد میکند. او در توصیف شخصیت پیامبر به زیبایی و جاذبه او اشاره دارد و بیان میکند که غیور بودن پیامبر نسبت به همسرش عایشه باعث شده که او از حضور در جمع پیامبر عقبنشینی کند. شاعر به زیبایی و کمال پیامبر در هر دو جهان (دنیا و آخرت) اشاره میکند و از رشکهای ناشی از زیبایی او سخن میگوید. او همچنین به ویژگیهای خاص و منحصر به فرد پیامبر و تاثیر او بر دیگران اشاره دارد و بیان میکند که حضور پیامبر مانند خورشیدی در تمام عالم میدرخشد. در پایان، شاعر به این موضوع اشاره میکند که زمان طولانی صحبت کردن و توضیح دادن درباره زیبایی پیامبر و ویژگیهای او نیاز نیست و بهتر است به اصل موضوع پرداخته شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اندر آمد پیش پیغامبر ضریر
کای نوابخش تنور هر خمیر
ای تو میر آب و من مستسقیم
مستغاث المستغاث ای ساقیم
چون در آمد آن ضریر از در شتاب
عایشه بگریخت بهر احتجاب
زانک واقف بود آن خاتون پاک
از غیوری رسول رشکناک
هر که زیباتر بود رشکش فزون
زانک رشک از ناز خیزد یا بنون
گندهپیران شوی را قما دهند
چونک از زشتی و پیری آگهند
چون جمال احمدی در هر دو کون
کی بدست ای فر یزدانیش عون
نازهای هر دو کون او را رسد
غیرت آن خورشید صدتو را رسد
که در افکندم به کیوان گوی را
در کشید ای اختران هم روی را
در شعاع بینظیرم لا شوید
ورنه پیش نور من رسوا شوید
از کرم من هر شبی غایب شوم
کی روم الا نمایم که روم
تا شما بی من شبی خفاشوار
پر زنان پرید گرد این مطار
همچو طاووسان پری عرضه کنید
باز مست و سرکش و معجب شوید
ننگرید آن پای خود را زشتساز
همچو چارق کو بود شمع ایاز
رو نمایم صبح بهر گوشمال
تا نگردید از منی ز اهل شمال
ترک آن کن که درازست آن سخن
نهی کردست از درازی امر کن