دفتر پنجم

بخش ۱۵۸ - نواختن سلطان ایاز را

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای ایاز پر نیاز صدق‌کیش

صدق تو از بحر و از کوهست بیش

۲

نه به وقت شهوتت باشد عثار

که رود عقل چو کوهت کاه‌وار

۳

نه به وقت خشم و کینه صبرهات

سست گردد در قرار و در ثبات

۴

مردی این مردیست نه ریش و ذکر

ورنه بودی شاه مردان کیر خر

۵

حق کرا خواندست در قرآن رجال

کی بود این جسم را آنجا مجال

۶

روح حیوان را چه قدرست ای پدر

آخر از بازار قصابان گذر

۷

صد هزاران سر نهاده بر شکم

ارزشان از دنبه و از دم کم

۸

روسپی باشد که از جولان کیر

عقل او موشی شود شهوت چو شیر

بازگشت به سروده‌های مولانا