این بگفت و گریه در شد های های
اشک غلطان بر رخ او جای جای
دفتر پنجم
در این متن، شاعر به توصیف حالاتی از عشق و صداقت میپردازد. او نشان میدهد که عشق چگونه در دل انسان ایجاد احساسات عمیق میکند و صدق و تحقق آن چگونه بر روی روح انسان تأثیر میگذارد. شاعر از داستانهایی از موسی و احمد استفاده میکند تا به روشنی بگوید که صدق و راستگویی، حتی در مقابل بزرگترین چالشها نیز نمایان است. در ادامه، شخصیتی به نام میر به فردی دیگر میگوید که میتواند از خزانه الهی انتخاب کند، اما فرد در پاسخ میگوید که چنین نیازی ندارد و بهتر است که به صورت خاضعانه نان درخواست کند. در نهایت، این متن به اهمیت صداقت و قابلیتهای انسانی در برابر قدرتهای بالاتر اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
این بگفت و گریه در شد های های
اشک غلطان بر رخ او جای جای
صدق او هم بر ضمیر میر زد
عشق هر دم طرفه دیگی میپزد
صدق عاشق بر جمادی میتند
چه عجب گر بر دل دانا زند
صدق موسی بر عصا و کوه زد
بلک بر دریای پر اشکوه زد
صدق احمد بر جمال ماه زد
بلک بر خورشید رخشان راه زد
رو برو آورده هر دو در نفیر
گشته گریان هم امیر و هم فقیر
ساعتی بسیار چون بگریستند
گفت میر او را که خیز ای ارجمند
هر چه خواهی از خزانه برگزین
گرچه استحقاق داری صد چنین
خانه آن تست هر چت میل هست
بر گزین خود هر دو عالم اندکست
گفت دستوری ندادندم چنین
که به دست خويش چيزي برگزين
این بهانه کرد و مهره در ربود
مانع آن بد کان عطا صادق نبود
نه که صادق بود و پاک از غل و خشم
شیخ را هر صدق مینامد به چشم
گفت فرمانم چنین دادست اله
که گدایانه برو نانی بخواه