هوش را توزیع کردی بر جهات
مینیرزد ترهای آن ترهات
دفتر پنجم
در این متن شاعر به موضوع هوش و درک انسان اشاره میکند و میگوید که هوش باید بر اساس دانش و درک واقعی توزیع شود. او به تفاوت بین چیزهای مفید و مضر میپردازد و بیان میکند که آب (به عنوان نماد دانش و آگاهی) باید به درختانی که ثمربخش هستند، داده شود و نه به خارها که بی فایدهاند. شاعر به عدالت در توزیع نعمتها تأکید دارد و میگوید که نعمتهای الهی باید در مکانهای مناسب قرار گیرند، و ظلم به معنی دادن نعمتها به جاهای نامناسب است. وی همچنین به انسانها توصیه میکند که نعمتهای حق را به جان و عقل خود بسپارند و نه به جسم پر زحمت و گرهدار. او تأکید دارد که درک عمیق و توجه به دل مهمتر از ظاهر است، و باید تلاش کرد تا به معانی واقعی زندگی دست یافت. در نهایت، شاعر به خوانندگان یادآوری میکند که باید مراقب تشابهات ظاهری باشند و به عمق وجودی چیزها توجه کنند تا حقیقت را درک کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هوش را توزیع کردی بر جهات
مینیرزد ترهای آن ترهات
آب هش را میکشد هر بیخ خار
آب هوشت چون رسد سوی ثمار
هین بزن آن شاخ بد را خو کنش
آب ده این شاخ خوش را نو کنش
هر دو سبزند این زمان آخر نگر
کین شود باطل از آن روید ثمر
آب باغ این را حلال آن را حرام
فرق را آخر ببینی والسلام
عدل چه بود آب ده اشجار را
ظلم چه بود آب دادن خار را
عدل وضع نعمتی در موضعش
نه بهر بیخی که باشد آبکش
ظلم چه بود وضع در ناموضعی
که نباشد جز بلا را منبعی
نعمت حق را به جان و عقل ده
نه به طبع پر زحیر پر گره
بار کن بیگار غم را بر تنت
بر دل و جان کم نه آن جان کندنت
بر سر عیسی نهاده تنگ بار
خر سکیزه میزند در مرغزار
سرمه را در گوش کردن شرط نیست
کار دل را جستن از تن شرط نیست
گر دلی رو ناز کن خواری مکش
ور تنی شکر منوش و زهر چش
زهر تن را نافعست و قند بد
تن همان بهتر که باشد بیمدد
هیزم دوزخ تنست و کم کنش
ور بروید هیزمی رو بر کنش
ورنه حمال حطب باشی حطب
در دو عالم همچو جفت بولهب
از حطب بشناس شاخ سدره را
گرچه هر دو سبز باشند ای فتی
اصل آن شاخست هفتم آسمان
اصل این شاخست از نار و دخان
هست مانندا به صورت پیش حس
که غلطبینست چشم و کیش حس
هست آن پیدا به پیش چشم دل
جهد کن سوی دل آ جهد المقل
ور نداری پا بجنبان خویش را
تا ببینی هر کم و هر بیش را