دفتر پنجم

بخش ۳۲ - جواب گفتن طاوس آن سایل را

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چون ز گریه فارغ آمد گفت رو

که تو رنگ و بوی را هستی گرو

۲

آن نمی‌بینی که هر سو صد بلا

سوی من آید پی این بالها

۳

ای بسا صیاد بی‌رحمت مدام

بهر این پرها نهد هر سوم دام

۴

چند تیرانداز بهر بالها

تیر سوی من کشد اندر هوا

۵

چون ندارم زور و ضبط خویشتن

زین قضا و زین بلا و زین فتن

۶

آن به آید که شوم زشت و کریه

تا بوم آمن درین کهسار و تیه

۷

این سلاح عجب من شد ای فتی

عجب آرد معجبان را صد بلا

بازگشت به سروده‌های مولانا