بَرمَکن پر را و دل برکن ازو
زانک شرط این جهاد آمد عدو
این متن به مفاهیم جهاد، صبر و عفت اشاره دارد. شاعر بیان میکند که نه تنها باید از تمایلات نفسانی دوری کرد، بلکه باید در شرایطی که دشمن وجود ندارد، جهاد را بیمعنا دانست. همچنین پی میبرد که صبر باید با میل و رغبت درونی همراه باشد، زیرا در غیر این صورت نتیجهای حاصل نمیشود. او تأکید میکند که عفت و کنترل شهوت، شرایط لازم برای جهاد و عمل نیک است و بدون آن، تلاشها بیهودهاند. در نهایت، شاعر بر اهمیت رعایت اصول و شرایط صحیح در جهاد و تلاشهای معنوی تأکید میکند تا جزا و پاداشی دلنواز و روحفزا بهدست آید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بَرمَکن پر را و دل برکن ازو
زانک شرط این جهاد آمد عدو
چون عدو نبود جهاد آمد محال
شهوتت نبود نباشد امتثال
صبر نبود چون نباشد میل تو
خصم چون نبود چه حاجت حیل تو
هین مکن خود را خصی رهبان مشو
زانک عفت هست شهوت را گرو
بیهوا نهی از هوا ممکن نبود
غازیی بر مردگان نتوان نمود
انفقوا گفتهست پس کسپی بکن
زانک نبود خرج بیدخل کهن
گرچه آورد انفقوا را مطلق او
تو بخوان که اکسبوا ثم انفقوا
همچنان چون شاه فرمود اصبروا
رغبتی باید کزان تابی تو رو
پس کلوا از بهر دام شهوتست
بعد از آن لاتسرفوا آن عفتست
چونک محمول به نبود لدیه
نیست ممکن بود محمول علیه
چونک رنج صبر نبود مر ترا
شرط نبود پس فرو ناید جزا
حبذا آن شرط و شادا آن جزا
آن جزای دلنواز جانفزا