دفتر پنجم

بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

او همی گوید که از اشکال تو

غره گشتم دیر دیدم حال تو

۲

شمع مرده باده رفته دلربا

غوطه خورد از ننگ کژبینی ما

۳

ظلت الارباح خسرا مغرما

نشتکی شکوی الی الله العمی

۴

حبذا ارواح اخوان ثقات

مسلمات مؤمنات قانتات

۵

هر کسی رویی به سویی برده‌اند

وان عزیزان رو به بی‌سو کرده‌اند

۶

هر کبوتر می‌پرد در مذهبی

وین کبوتر جانب بی‌جانبی

۷

ما نه مرغان هوا نه خانگی

دانهٔ ما دانهٔ بی‌دانگی

۸

زان فراخ آمد چنین روزی ما

که دریدن شد قبادوزی ما

بازگشت به سروده‌های مولانا