فعل و قول آمد گواهان ضمیر
زین دو بر باطن تو استدلال گیر
این شعر به بررسی رابطه بین فعل و قول و باطن انسان میپردازد. شاعر به ما میگوید که ویژگیهای ظاهری (فعل و قول) فقط نمادهایی از درون ما هستند و برای درک بهتر خود، باید به باطن خود و نیتهایمان توجه کنیم. اگر درونی آرام نداریم، نمیتوانیم واقعاً درک کنیم که چه چیزی واقعاً به ما برمیگردد. فعل و قول بیمعنا هستند بدون درک عمیق از روح و ایمان. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که باید از ظواهر بخارائی کنیم و به جستجوی درونی بپردازیم، چرا که حقیقت در عمق درون انسان نهفته است و نه در صورتهای ظاهری.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فعل و قول آمد گواهان ضمیر
زین دو بر باطن تو استدلال گیر
چون ندارد سیر سرت در درون
بنگر اندر بول رنجور از برون
فعل و قول آن بول رنجوران بود
که طبیب جسم را برهان بود
وآن طبیب روح در جانش رود
وز ره جان اندر ایمانش رود
حاجتش ناید به فعل و قول خوب
احذروهم هم جواسیس القلوب
این گواه فعل و قول از وی بجو
کو به دریا نیست واصل همچو جو