چونک با کودک سر و کارم فتاد
هم زبان کودکان باید گشاد
دفتر چهارم
این متن به نوعی نصیحت و توصیه به جوانان است که با کودکان ارتباط برقرار کنند و زبان آنها را درک کنند. شاعر به اهمیت جوانی و لذت بردن از آن اشاره میکند و میگوید که نباید به پیر شدن و مشکلات ناشی از آن فکر کرد. او تأکید میکند که جوانی فرصتی است که باید از آن بهرهبرداری کرد و در این دوران نباید از ضعف یا مشکلات نگران بود، بلکه باید از زندگی لذت برد. همچنین، به دردسرهای ناشی از پیری و سختیهای آن اشاره میکند و تأکید میکند که جوانی کوتاه است و باید آن را ارج نهاد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چونک با کودک سر و کارم فتاد
هم زبان کودکان باید گشاد
که برو کتاب تا مرغت خرم
یا مویز و جوز و فستق آورم
جز شباب تن نمیدانی به کیر
این جوانی را بگیر ای خر شعیر
هیچ آژنگی نیفتد بر رخت
تازه ماند آن شباب فرخت
نه نژند پیریت آید برو
نه قد چون سرو تو گردد دوتو
نه شود زور جوانی از تو کم
نه به دندانها خللها یا الم
نه کمی در شهوت و طمث و بعال
که زنان را آید از ضعفت ملال
آنچنان بگشایدت فر شباب
که گشود آن مژدهٔ عکاشه باب