هین ز من بپذیر یک چیز و بیار
پس ز من بستان عوض آن را چهار
دفتر چهارم
در این شعر، موسی (علیهالسلام) با یکی از کافران گفتوگو میکند. کافر از موسی میخواهد تا از خدای یگانه صحبت کند و در عوض چهار چیز را از او بخواهد. موسی در پاسخ توضیح میدهد که خدای یگانه، خالق همه موجودات است و یکتایی او بر همگان روشن است. کافر به دنبال چهار چیز است که باعث تغییر و تسکین شک و کفرش شود. او به حالتهای مختلفی اشاره میکند که اگر نوشیدنیها و آسایشهای مختلفی را تجربه کند، میتواند از کفر خارج شود و به حقیقت نزدیکتر شود. او به تأثیر عمیق آب پاکیزه، شیر، و سایر نوشیدنیها اشاره میکند که ممکن است تحولی در درونش ایجاد کند. در نهایت، او از ظلمی که بر او رفته و حالتی که در آن گرفتار آمده، ابراز ناامیدی میکند و به امید یافتن کمک و رهایی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هین ز من بپذیر یک چیز و بیار
پس ز من بستان عوض آن را چهار
گفت ای موسی کدامست آن یکی
شرح کن با من از آن یک اندکی
گفت آن یک که بگویی آشکار
که خدایی نیست غیر کردگار
خالق افلاک و انجم بر علا
مردم و دیو و پری و مرغ را
خالق دریا و دشت و کوه و تیه
ملکت او بیحد و او بیشبیه
گفت ای موسی کدامست آن چهار
که عوض بدهی مرا بر گو بیار
تا بود کز لطف آن وعدهٔ حسن
سست گردد چارمیخ کفر من
بوک زان خوش وعدههای مغتنم
برگشاید قفل کفر صد منم
بوک از تاثیر جوی انگبین
شهد گردد در تنم این زهر کین
یا ز عکس جوی آن پاکیزه شیر
پرورش یابد دمی عقل اسیر
یا بود کز عکس آن جوهای خمر
مست گردم بو برم از ذوق امر
یا بود کز لطف آن جوهای آب
تازگی یابد تن شورهٔ خراب
شورهام را سبزهای پیدا شود
خارزارم جنت ماوی شود
بوک از عکس بهشت و چار جو
جان شود از یاری حق یارجو
آنچنان که از عکس دوزخ گشتهام
آتش و در قهر حق آغشتهام
گه ز عکس مار دوزخ همچو مار
گشتهام بر اهل جنت زهربار
گه ز عکس جوشش آب حمیم
آب ظلمم کرده خلقان را رمیم
من ز عکس زمهریرم زمهریر
یا ز عکس آن سعیرم چون سعیر
دوزخ درویش و مظلومم کنون
وای آنک یابمش ناگه زبون