این بیابان خود ندارد پا و سر
بیجواب نامه خستهست آن پسر
این شعر به ناکامی و ناامیدی یک پسر اشاره دارد که نامهای به شاه نوشته اما پاسخی دریافت نکرده است. او در عجب است که چرا شاه به او پاسخ نمیدهد و گمان میکند شاید نامهاش پنهان شده یا خیانتی در کار است. او تصمیم میگیرد نامهای دیگر بنویسد و مجدداً پیگیر پاسخ باشد. در نهایت به خطای خود در دین و رفتار اشاره میکند و از وضعیت خود نگران است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
این بیابان خود ندارد پا و سر
بیجواب نامه خستهست آن پسر
کای عجب چونم نداد آن شه جواب
یا خیانت کرد رقعهبر ز تاب
رقعه پنهان کرد و ننمود آن به شاه
کو منافق بود و آبی زیر کاه
رقعهٔ دیگر نویسم ز آزمون
دیگری جویم رسول ذو فنون
بر امیر و مطبخی و نامهبر
عیب بنهاده ز جهل آن بیخبر
هیچ گرد خود نمیگردد که من
کژروی کردم چو اندر دین شمن