دفتر چهارم

بخش ۳۵ - بقیهٔ قصهٔ اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیه‌السلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمهٔ او

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

قصه گویم از سبا مشتاق‌وار

چون صبا آمد به سوی لاله‌زار

۲

لاقت الاشباح یوم وصلها

عادت الاولاد صوب اصلها

۳

امة العشق الخفی فی الامم

مثل جود حوله لوم السقم

۴

ذلة الارواح من اشباحها

عزة الاشباح من ارواحها

۵

ایها العشاق السقیا لکم

انتم الباقون و البقیالکم

۶

ایها السالون قوموا واعشقوا

ذاک ریح یوسف فاستنشقوا

۷

منطق‌الطیر سلیمانی بیا

بانگ هر مرغی که آید می‌سرا

۸

چون به مرغانت فرستادست حق

لحن هر مرغی بدادستت سبق

۹

مرغ جبری را زبان جبر گو

مرغ پر اشکسته را از صبر گو

۱۰

مرغ صابر را تو خوش دار و معاف

مرغ عنقا را بخوان اوصاف قاف

۱۱

مر کبوتر را حذر فرما ز باز

باز را از حلم گو و احتراز

۱۲

وان خفاشی را که ماند او بی‌نوا

می‌کنش با نور جفت و آشنا

۱۳

کبک جنگی را بیاموزان تو صلح

مر خروسان را نما اشراط صبح

۱۴

هم‌چنان می‌رو ز هدهد تا عقاب

ره نما والله اعلم بالصواب

بازگشت به سروده‌های مولانا