باز گردید ای رسولان خجل
زر شما را دل به من آرید دل
دفتر چهارم
این متن به نوعی شکایت از حال و روز عاشقان و به ویژه پیامبران است که در حال برگشتن به خویشتن هستند. پیامبران از خداوند خواستهاند که دل خود را به خدا بسپارند و به عشق الهی روی بیاورند. نویسنده به ارتباط میان دانه و پرنده اشاره میکند که دانه به پرنده نظر میکند و به این ترتیب، عشق و وابستگیها در این دنیا را به تصویر میکشد. در نهایت، نصیحتی درباره توجه به خداوند و دوری از غفلت ارائه میشود تا انسان بتواند به حقیقت نزدیکتر شود و از دامهای دنیا رها گردد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باز گردید ای رسولان خجل
زر شما را دل به من آرید دل
این زر من بر سر آن زر نهید
کوری تن فرج استر را دهید
فرج استر لایق حلقهٔ زرست
زر عاشق روی زرد اصفرست
که نظرگاه خداوندست آن
کز نظرانداز خورشیدست کان
کو نظرگاه شعاع آفتاب
کو نظرگاه خداوند لباب
از گرفت من ز جان اسپر کنید
گرچه اکنون هم گرفتار منید
مرغ فتنه دانه بر بامست او
پر گشاده بستهٔ دامست او
چون به دانه داد او دل را به جان
ناگرفته مر ورا بگرفته دان
آن نظرها که به دانه میکند
آن گره دان کو به پا برمیزند
دانه گوید گر تو میدزدی نظر
من همی دزدم ز تو صبر و مقر
چون کشیدت آن نظر اندر پیم
پس بدانی کز تو من غافل نیم