عزمها و قصدها در ماجرا
گاه گاهی راست میآید ترا
دفتر سوم
در این متن، شاعر به بررسی عزمها و نیتها در زندگی انسانها میپردازد و بیان میکند که گاهی نیتها به نتیجه نمیرسند و فرد دلسرد میشود. او اشاره میکند که عاشقان با وجود ناکامیها، از مولای خود آگاه میشوند و این بیمرادی میتواند به معنای راهی به بهشت باشد. وی به تضاد میان عاقلان و عاشقان اشاره دارد، جایی که عاقلان به دلیل اضطرار و فشار زندگی به شکست میرسند، اما عاشقان با اختیار و عشق خود از شکستها میگذرد. در نهایت، او بر اهمیت طاعت و عشق به معشوق تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عزمها و قصدها در ماجرا
گاه گاهی راست میآید ترا
تا به طمع آن دلت نیت کند
بار دیگر نیتت را بشکند
ور بکلی بیمرادت داشتی
دل شدی نومید امل کی کاشتی
ور بکاریدی امل از عوریش
کی شدی پیدا برو مقهوریش
عاشقان از بیمرادیهای خویش
باخبر گشتند از مولای خویش
بیمرادی شد قلاوز بهشت
حفت الجنه شنو ای خوش سرشت
که مراداتت همه اشکستهپاست
پس کسی باشد که کام او رواست
پس شدند اشکستهاش آن صادقان
لیک کو خود آن شکست عاشقان
عاقلان اشکستهاش از اضطرار
عاشقان اشکسته با صد اختیار
عاقلانش بندگان بندیاند
عاشقانش شکری و قندیاند
ائتیا کرها مهار عاقلان
ائتیا طوعا بهار بیدلان