دفتر سوم

بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پیش از آنک این قصه تا مخلص رسد

دود و گندی آمد از اهل حسد

۲

من نمی‌رنجم ازین لیک این لگد

خاطر ساده‌دلی را پی کند

۳

خوش بیان کرد آن حکیم غزنوی

بهر محجوبان مثال معنوی

۴

که ز قرآن گر نبیند غیر قال

این عجب نبود ز اصحاب ضلال

۵

کز شعاع آفتاب پر ز نور

غیر گرمی می‌نیابد چشم کور

۶

خربطی ناگاه از خرخانه‌ای

سر برون آورد چون طعانه‌ای

۷

کین سخن پستست یعنی مثنوی

قصه پیغامبرست و پی‌روی

۸

نیست ذکر بحث و اسرار بلند

که دوانند اولیا آن سو سمند

۹

از مقاماتِ تَبَتُّل تا فنا

پایه پایه تا ملاقات خدا

۱۰

شرح و حد هر مقام و منزلی

که بپر زو بر پرد صاحب‌دلی

۱۱

چون کتاب الله بیامد هم بر آن

این چنین طعنه زدند آن کافران

۱۲

که اساطیرست و افسانهٔ نژند

نیست تعمیقی و تحقیقی بلند

۱۳

کودکان خرد فهمش می‌کنند

نیست جز امر پسند و ناپسند

۱۴

ذکر یوسف ذکر زلف پر خمش

ذکر یعقوب و زلیخا و غمش

۱۵

ظاهرست و هرکسی پی می‌برد

کو بیان که گم شود در وی خرد

۱۶

گفت اگر آسان نماید این به تو

این چنین آسان یکی سوره بگو

۱۷

جنتان و انستان و اهل کار

گو یکی آیت ازین آسان بیار

بازگشت به سروده‌های مولانا