آن ستی گوید ورا که پیش ازین
من چو تو بودم ز اجزای زمین
این متن به روند تحول روح و وجود انسان اشاره دارد. راوی به یادآوری تجربهاش میپردازد که چگونه از اجزای زمین به وجود آمده و پس از نوشیدن جهاد آذری (نوشیدنی معنوی) به مرحلهای بالاتر از وجود دنیوی رسیده است. او از جوشیدن درون زمان و شکلگیری حسها و روح خود سخن میگوید و به قدرت علم و صفات معنوی اشاره میکند. سپس به ضرورت درخواست از خدا برای شناخت حقیقت و عدم افتادن در گمراهیهای قرآنی اشاره میکند و در نهایت به بیخطا بودن رسن (نماد روح) در برابر انسانهایی که به سبب عدم درک صحیح از معانی دینی دچار انحراف شدهاند، اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن ستی گوید ورا که پیش ازین
من چو تو بودم ز اجزای زمین
چون بنوشیدم جهاد آذری
پس پذیرا گشتم و اندر خوری
مدتی جوشیدهام اندر زمن
مدتی دیگر درون دیگ تن
زین دو جوشش قوت حسها شدم
روح گشتم پس ترا استا شدم
در جمادی گفتمی زان میدوی
تا شوی علم و صفات معنوی
چون شدم من روح پس بار دگر
جوش دیگر کن ز حیوانی گذر
از خدا میخواه تا زین نکتهها
در نلغزی و رسی در منتها
زانک از قرآن بسی گمره شدند
زان رسن قومی درون چه شدند
مر رسن را نیست جرمی ای عنود
چون ترا سودای سربالا نبود