گفت پیغامبر که ان فی البیان
سحرا و حق گفت آن خوش پهلوان
پیامبر در این شعر بیان میکند که در سخنان، جادو و قدرتی نهفته است و با تأکید بر این موضوع از بوالکرم میخواهد که عجله نکند و به مساجد و دعاها وابسته نشود. او هشدار میدهد که اگر دشمنی به اتهام دشمنی دیگری دامن بزند، آتش فتنهای در دنیای فردا روشن خواهد کرد. پیامبر اشاره میکند که برخی با بهانهجویی و تهمت زدن به مساجد، قصد دارند بر بیگناهی دامن بزنند و او از بوالکرم میخواهد که در این مورد محتاط باشد و خود و دیگران را در مشکلات نیندازد. در پایان، او تأکید میکند که باید از هر نوع قیل و قال بیاساس پرهیز کرد و کاری نکند که برای خود و دیگران دردسر ایجاد کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفت پیغامبر که ان فی البیان
سحرا و حق گفت آن خوش پهلوان
هین مکن جلدی برو ای بوالکرم
مسجد و ما را مکن زین متهم
که بگوید دشمنی از دشمنی
آتشی در ما زند فردا دنی
که بتاسانید او را ظالمی
بر بهانهٔ مسجد او بد سالمی
تا بهانهٔ قتل بر مسجد نهد
چونک بدنامست مسجد او جهد
تهمتی بر ما منه ای سختجان
که نهایم آمن ز مکر دشمنان
هین برو جلدی مکن سودا مپز
که نتان پیمود کیوان را بگز
چون تو بسیاران بلافیده ز بخت
ریش خود بر کنده یک یک لخت لخت
هین برو کوتاه کن این قیل و قال
خویش و ما را در میفکن در وبال