گفت بخشیدم بدو ایمان نعم
ور تو خواهی این زمان زندهش کنم
در این متن، به گفتگویی میان موسی و خدا پرداخته شده است. خدا به موسی میگوید که اگر او بخواهد، میتواند مردگان را زنده کند و حتی تمام مردگان خاک را احیا کند. موسی خاطر نشان میکند که این دنیا محل مردن است و زندگی حقیقی در دنیا دیگر است. او اشاره میکند که فنا و نابودی در این دنیا طبیعی است و برگشت به زندگی دنیوی سودی ندارد. خدا به رحمتش بر بندگان تأکید میکند و از او میخواهد که به دنبال روح و معنای حقیقی زندگی باشند. در نهایت، بر اهمیت شکرگزاری نسبت به نعمتهای خداوند و ریاضت در راه روح روحانی تأکید میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفت بخشیدم بدو ایمان نعم
ور تو خواهی این زمان زندهش کنم
بلک جمله مردگان خاک را
این زمان زنده کنم بهر ترا
گفت موسی این جهان مردنست
آن جهان انگیز کانجا روشنست
این فناجا چون جهان بود نیست
بازگشت عاریت بس سود نیست
رحمتی افشان بر ایشان هم کنون
در نهانخانهٔ لدینا محضرون
تابدانی که زیان جسم و مال
سود جان باشد رهاند از وبال
پس ریاضت را به جان شو مشتری
چون سپردی تن به خدمت جان بری
ور ریاضت آیدت بی اختیار
سر بنه شکرانه ده ای کامیار
چون حقت داد آن ریاضت شکر کن
تو نکردی او کشیدت ز امر کن