قوم گفتند این همه زرقست و مکر
کی خدا نایب کند از زید و بکر
در این شعر، قوم به تردید و شکوه میپردازند و میپرسند چگونه خداوند میتواند از افرادی مثل زید و بکر نماینده انتخاب کند. آنها بر این باورند که هر پیامبری باید با جنس خود و با قدرتی الهی باشد. در ادامه، آنها به مقایسه خود با موجودات کوچک مانند پشه و ذرات میپردازند و از این میپرسند که نسبت آنها با خدا و عالم چیست و بر این باورند که ارتباطی میان آنها وجود ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قوم گفتند این همه زرقست و مکر
کی خدا نایب کند از زید و بکر
هر رسول شاه باید جنس او
آب و گل کو خالق افلاک کو
مغز خر خوردیم تا ما چون شما
پشه را داریم همراز هما
کو هما کو پشه کو گل کو خدا
ز آفتاب چرخ چه بود ذره را
این چه نسبت این چه پیوندی بود
تاکه در عقل و دماغی در رود