در فرو بست و برفت آنگه شتاب
سوی محراب و دعای مستجاب
در این شعر، شخصی که به دعا و عبادت میپردازد، به آرامش و درخواست از خداوند میپردازد و خداوند نیز او را از حقایق آگاه میکند. روز بعد، دشمنان او جمع میشوند تا با داود پیغمبر مواجه شوند و ماجراهای گذشته دوباره تکرار میشود. در این میان، فرد مدعی و طلبکار به تندی انتقاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در فرو بست و برفت آنگه شتاب
سوی محراب و دعای مستجاب
حق نمودش آنچ بنمودش تمام
گشت واقف بر سزای انتقام
روز دیگر جمله خصمان آمدند
پیش داود پیمبر صف زدند
همچنان آن ماجراها باز رفت
زود زد آن مدعی تشنیع زفت