دفتر سوم

بخش ۱۰۷ - حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گفت داود این سخنها را بشو

حجت شرعی درین دعوی بگو

۲

تو روا داری که من بی حجتی

بنهم اندر شهر باطل سنتی

۳

این کی بخشیدت خریدی وارثی

ریع را چون می‌ستانی حارثی

۴

کسب را همچون زراعت دان عمو

تا نکاری دخل نبود آن تو

۵

آنچ کاری بدروی آن آن تست

ورنه این بی‌داد بر تو شد درست

۶

رو بده مال مسلمان کژ مگو

رو بجو وام و بده باطل مجو

۷

گفت ای شه تو همین می‌گوییم

که همی‌گویند اصحاب ستم

بازگشت به سروده‌های مولانا