دفتر سوم

بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازم

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آنچنانک ناگهان شیری رسید

مرد را بربود و در بیشه کشید

۲

او چه اندیشد در آن بردن ببین

تو همان اندیش ای استاد دین

۳

می‌کشد شیر قضا در بیشه‌ها

جان ما مشغول کار و پیشه‌ها

۴

آنچنانک از فقر می‌ترسند خلق

زیر آب شور رفته تا به حلق

۵

گر بترسندی از آن فقرآفرین

گنجهاشان کشف گشتی در زمین

۶

جمله‌شان از خوف غم در عین غم

در پی هستی فتاده در عدم

بازگشت به سروده‌های مولانا