گفت راندم پیشتر من نیکبخت
باز شد آن هفت جمله یک درخت
در این شعر، شاعر به توصیف حیرتانگیزی از درختان میپردازد که در حال نماز خواندن به شکل جماعت هستند. او مشاهده میکند که یک درخت به عنوان امام و دیگر درختان در پشت او در حال قیام، رکوع و سجود هستند. این تصویر شگفتانگیز او را به یاد آیهای از قرآن میاندازد که اشاره به سجده کردن ستارهها و درختان دارد. شاعر در نهایت از خدای خود الهام میگیرد و به شگفتیاش از این کار خدا ادامه میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفت راندم پیشتر من نیکبخت
باز شد آن هفت جمله یک درخت
هفت میشد فرد میشد هر دمی
من چه سان میگشتم از حیرت همی
بعد از آن دیدم درختان در نماز
صف کشیده چون جماعت کرده ساز
یک درخت از پیش مانند امام
دیگران اندر پس او در قیام
آن قیام و آن رکوع و آن سجود
از درختان بس شگفتم مینمود
یاد کردم قول حق را آن زمان
گفت النجم و شجر را یسجدان
این درختان را نه زانو نه میان
این چه ترتیب نمازست آنچنان
آمد الهام خدا کای بافروز
می عجب داری ز کار ما هنوز