باز هر یک مرد شد شکل درخت
چشمم از سبزی ایشان نیکبخت
این شعر به تشبیه مردان به درختان اشاره دارد. شاعر به زیبایی و سبزی درختان چشمدوخته و از فقدان شاخها و برگها در آنها سخن میگوید. درختان در اینجا نمادی از انسانها هستند که هر یک به صورت درختی شکل گرفتهاند. شاعر به عمق ریشههای درختان اشاره میکند که به زمین نفوذ کرده و از نظر عقل و فهم نیز به صورت معکوس شدهاند. میوههای درختان نیز به قدرت و انرژی اشاره دارند که به آرامش و روشنی خاطر مردان تعبیر شده است. در نهایت، شاعر به زیبایی و اثرگذاری این تصویرها و تشبیهات بر روح و فکر انسانها میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باز هر یک مرد شد شکل درخت
چشمم از سبزی ایشان نیکبخت
زانبُهی برگ پیدا نیست شاخ
برگ هم گم گشته از میوهٔ فراخ
هر درختی شاخ بر سدره زده
سدره چه بود از خلا بیرون شده
بیخ هر یک رفته در قعر زمین
زیرتر از گاو و ماهی بُد یقین
بیخشان از شاخ خندانرویتر
عقل از آن اَشکالشان زیر و زبر
میوهای که بر شکافیدی ز زور
همچو آب از میوه جستی برق نور