دفتر سوم

بخش ۸۰ - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دید در ایام آن شیخ فقیر

مصحفی در خانهٔ پیری ضریر

۲

پیش او مهمان شد او وقت تموز

هر دو زاهد جمع گشته چند روز

۳

گفت اینجا ای عجب مصحف چراست

چونک نابیناست این درویش راست

۴

اندرین اندیشه تشویشش فزود

که جز او را نیست اینجا باش و بود

۵

اوست تنها مصحفی آویخته

من نیم گستاخ یا آمیخته

۶

تا بپرسم نه خمش صبری کنم

تا به صبری بر مرادی بر زنم

۷

صبر کرد و بود چندی در حرج

کشف شد کالصبر مفتاح الفرج

بازگشت به سروده‌های مولانا