هین عزیرا در نگر اندر خرت
که بپوسیدست و ریزیده برت
دفتر سوم
این شعر به موضوع انقطاع و تجزیه موجودات در دنیا میپردازد و به تصورات وحشتزای انسان از مرگ و روز قیامت اشاره میکند. شاعر به بررسی وضعیت جسمانی انسان و اجزای آن میپردازد که در گذر زمان پوسیده و متلاشی میشوند. او به قدرت الهی در جمعآوری دوباره این اجزاء اشاره دارد و بر اهمیت توجه به حقیقت و شناخت در روز قیامت تأکید میکند. در نهایت، شاعر توصیه میکند که انسان باید از نگرانیها و ترسها رهایی یابد و در لحظات زندگی، به آرامش دست یابد، همچون زمانی که در خواب به سر میبرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هین عزیرا در نگر اندر خرت
که بپوسیدست و ریزیده برت
پیش تو گرد آوریم اجزاش را
آن سر و دم و دو گوش و پاش را
دست نه و جزو برهم مینهد
پارهها را اجتماعی میدهد
در نگر در صنعت پارهزنی
کو همیدوزد کهن بی سوزنی
ریسمان و سوزنی نه وقت خرز
آنچنان دوزد که پیدا نیست درز
چشم بگشا حشر را پیدا ببین
تا نماند شبههات در یوم دین
تا ببینی جامعیام را تمام
تا نلرزی وقت مردن ز اهتمام
همچنانک وقت خفتن آمنی
از فوات جمله حسهای تنی
بر حواس خود نلرزی وقت خواب
گرچه میگردد پریشان و خراب