سجده کردند و بگفتند ای کریم
دور بادا از تو رنجوری و بیم
در این قطعه شعر، گروهی از کودکان پس از یک سجده و دعا برای معلم خود، به خانههایشان میروند. مادرانشان از اینکه آنها به جای درس خواندن در حال بازی و خوشگذرانی هستند، عصبانی میشوند و به آنها انتقاد میکنند. کودکان به مادرانشان توضیح میدهند که این مسئله تقصیر آنها نیست و به وضعیت بیمار معلمشان برمیگردد. مادران اما به این توضیحات شک دارند و فکر میکنند که کودکان دروغ میگویند. در پایان کودکان از مادرانشان میخواهند تا به معلم سر بزنند و حقیقت را از نزدیک ببینند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سجده کردند و بگفتند ای کریم
دور بادا از تو رنجوری و بیم
پس برون جستند سوی خانهها
همچو مرغان در هوای دانهها
مادرانشان خشمگین گشتند و گفت
روز کتاب و شما با لهو جفت
عذر آوردند کای مادر تو بیست
این گناه از ما و از تقصیر نیست
از قضای آسمان استاد ما
گشت رنجور و سقیم و مبتلا
مادران گفتند مکرست و دروغ
صد دروغ آرید بهر طمع دوغ
ما صباح آییم پیش اوستا
تا ببینیم اصل این مکر شما
کودکان گفتند بسم الله روید
بر دروغ و صدق ما واقف شوید