اختلاف عقلها در اصل بود
بر وفاق سُنیان باید شنود
دفتر سوم
این شعر به اختلاف نظرها درباره عقل و دانش اشاره دارد. سخن از این است که سنیها بر ویژگی عقل تأکید دارند و بر خلاف اهل اعتزال که به اعتدال عقل معتقدند، آن را به تجربه و آموزش وابسته میدانند. شاعر به این نکته میپردازد که عقل و دانش در ذات انسان نهفته است و تجربه و تعلیم تنها میتواند دانایی را پرورش دهد. او به ناپختگی رای کودکان اشاره کرده و به این نتیجه میرسد که دانش و فهم واقعی در عمق تجربه و فطرت نهفته است، نه صرفاً در تلاش و فکر. در نهایت، میپرسد که آیا آنچه خداوند قرار داده بهتر است یا اینکه انسان را به زحمت بیفتد تا به مسیر درست برود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اختلاف عقلها در اصل بود
بر وفاق سُنیان باید شنود
بر خلاف قول اهل اعتزال
که عقول از اصل دارند اعتدال
تجربه و تعلیم بیش و کم کند
تا یکی را از یکی اعلم کند
باطلست این زانک رای کودکی
که ندارد تجربه در مسلکی
بر دمید اندیشهای زان طفل خرد
پیر با صد تجربه بویی نبرد
خود فزون آن بِهْ کِه آن از فطرتست
تا ز افزونی که جهد و فکرتست
تو بگو دادهٔ خدا بهتر بود
یاکه لنگی راهوارانه رود