دفتر سوم

بخش ۵۷ - بیان آنک علم را دو پرست و گمان را یک پرست ناقص آمد ظن به پرواز ابترست مثال ظن و یقین در علم

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

علم را دو پَر، گمان را یک پرست

ناقص آمد ظنْ به پرواز ابترست

۲

مرغِ یک‌پر زود افتد سرنگون

باز بر پرد دو گامی یا فزون

۳

افت خیزان می‌رود مرغ گمان

با یکی پر بر امید آشیان

۴

چون ز ظن وا رست علمش رو نمود

شد دو پر آن مرغ یک‌پر پر گشود

۵

بعد از آن یمشی سویا مستقیم

نه علی وجهه مکبا او سقیم

۶

با دو پر بر می‌پرد چون جبرئیل

بی گمان و بی مگر بی قال و قیل

۷

گر همه عالم بگویندش توی

بر ره یزدان و دین مستوی

۸

او نگردد گرم‌تر از گفتشان

جان طاق او نگردد جفتشان

۹

ور همه گویند او را گم‌رهی

کوه پنداری و تو برگ کهی

۱۰

او نیفتد در گمان از طعنشان

او نگردد دردمند از ظعنشان

۱۱

بلک گر دریا و کوه آید به‌گفت

گویدش با گم‌رهی گشتی تو جفت

۱۲

هیچ یک ذره نیفتد در خیال

یا به طعن طاعنان رنجورحال

بازگشت به سروده‌های مولانا