گفت نه نه مهلتم باید نهاد
عشوهها کم دِه، تو کم پیمای باد
شخصی از خداوند میخواهد که به او مهلت دهد تا کارهایش را به انجام برساند. خداوند به او وحی میکند که مهلتی چهل روزه به او بدهد تا او بتواند تدبیر کند و نقشههای خود را اجرایی کند. در این مدت، او میتواند به ترفندهایش ادامه دهد و فرصت را برای انجام کارهایش به دست آورد. خداوند به او مأموریت میدهد که نگران نباشد و به او اجازه میدهد که با نقشههایش مخالفت کند و خطط دیگران را خنثی سازد. در نهایت، به او گفته میشود که به پیشرفت کارها ادامه دهد و برای مقابله با مشکلات باز آماده باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفت نه نه مهلتم باید نهاد
عشوهها کم دِه، تو کم پیمای باد
حق تعالی وحی کردش در زمان
مهلتش ده مُتَسِع مهراس از آن
این چهل روزش بده مهلت بطوع
تا سگالد مکرها او نوع نوع
تا بکوشد او که نی من خفتهام
تیز رو گو پیش ره بگرفتهام
حیلههاشان را همه برهم زنم
و آنچ افزایند من بر کم زنم
آب را آرند من آتش کنم
نوش و خوش گیرند و من ناخوش کنم
مِهر پیوندند و من ویران کنم
آنک اندر وهم نارند آن کنم
تو مترس و مهلتش ده دمدراز
گو سپه گرد آر و صد حیلت بساز