دفتر سوم

بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلام

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گفت فرعونش چرا تو ای کلیم

خلق را کشتی و افکندی تو بیم

۲

در هزیمت از تو افتادند خلق

در هزیمت کشته شد مردم ز زلق

۳

لاجرم مردم تو را دشمن گرفت

کین تو در سینه مرد و زن گرفت

۴

خلق را می‌خواندی بر عکس شد

از خلافت مردمان را نیست بد

۵

من هم از شرت اگر پس می‌خزم

در مکافات تو دیگی می‌پزم

۶

دل ازین بر کن که بفریبی مرا

یا به جز فَیْ پس‌روی گردد تو را

۷

تو بدان غره مشو کش ساختی

در دل خلقان هراس انداختی

۸

صد چنین آری و هم رسوا شوی

خوار گردی ضحکهٔ غوغا شوی

۹

همچو تو سالوس بسیاران بُدند

عاقبت در مصر ما رسوا شدند

بازگشت به سروده‌های مولانا