وا مگردان هیچ ازینها دم مزن
تا نیاید بر من و تو صد حزن
در این شعر، شاعر به نگرانیش از وقوع حوادث ناخوشایند اشاره دارد و میگوید که نباید درباره این موضوعات صحبت کرد تا غمی متوجه او و دیگران نشود. او پیشبینی میکند که آثار این حوادث در آینده نمایان خواهد شد و نالهها و صداهایی از میدان جنگ به گوش خواهد رسید. در این بین، شاه با حالتی نگران از میدان بیرون میآید و صدای بلندی از سوی میدان به گوش میرسد که حتی موجودات جنی و دیو را میفراراند. در نهایت، شاعر، با وجود شادی مردم از حکومت شاه، احساس نگرانی و تردید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
وا مگردان هیچ ازینها دم مزن
تا نیاید بر من و تو صد حزن
عاقبت پیدا شود آثار این
چون علامتها رسید ای نازنین
در زمان از سوی میدان نعرهها
میرسید از خلق و پر میشد هوا
شاه از آن هیبت برون جست آن زمان
پابرهنه کین چه غلغلهاست هان
از سوی میدان چه بانگست و غریو
کز نهیبش میرمد جنی و دیو
گفت عمران شاه ما را عمر باد
قوم اسرائیلیانند از تو شاد
از عطای شاه شادی میکنند
رقص میآرند و کفها میزنند
گفت باشد کین بود اما ولیک
وهم و اندیشه مرا پُر کرد نیک