همچو فرعونی مرصع کرده ریش
برتر از عیسی پریده از خریش
در این شعر، شاعر به نقد فرعونان و افراد متکبر میپردازد که با تظاهر به عظمت و ثروت، خود را از دیگران بالاتر میبینند. شاعر به فرعون میگوید که با وجود ریش مرصع و خودپسندیاش، در واقع از نسل شغالی است که در افراط و قدرت گرفتار آمده. او تأکید میکند که سجده کردن مردم به اینگونه افراد، فقط نشاندهنده نادانی و حیرت آنهاست و این افراد در واقع همچون مارهایی هستند که زهر خود را در مال و جاه خود پنهان کردهاند. شاعر از فرعون میخواهد که خود را با طاووسان مقایسه نکند، زیرا نمایانگر زشتی و رسوایی اوست. او به سرنوشت فرعونانی چون موسی و هارون اشاره میکند که با صفات نیکو و جلوهی زیبا، در نهایت زشتکرداریِ فرعونی را آشکار میکنند. در پایان، هشدار میدهد که نباید یک حیوان زشت مانند سگ، پوست شیر را بر تن کند و خود را فریب دهد، زیرا در نهایت، صفات واقعی او نمایان خواهد شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
همچو فرعونی مرصع کرده ریش
برتر از عیسی پریده از خریش
او هم از نسل شغال ماده زاد
در خم مالی و جاهی در فتاد
هر که دید آن جاه و مالش سجده کرد
سجدهٔ افسوسیان را او بخورد
گشت مستک آن گدای ژندهدلق
از سجود و از تحیرهای خلق
مال مار آمد که در وی زهرهاست
و آن قبول و سجدهٔ خلق اژدهاست
های ای فرعون ناموسی مکن
تو شغالی هیچ طاووسی مکن
سوی طاووسان اگر پیدا شوی
عاجزی از جلوه و رسوا شوی
موسی و هارون چو طاووسان بدند
پر جلوه بر سر و رویت زدند
زشتیت پیدا شد و رسواییت
سرنگون افتادی از بالاییت
چون محک دیدی سیه گشتی چو قلب
نقش شیری رفت و پیدا گشت کلب
ای سگگرگین زشت از حرص و جوش
پوستین شیر را بر خود مپوش
غرهٔ شیرت بخواهد امتحان
نقش شیر و آنگه اخلاق سگان