پوست دنبه یافت شخصی مستهان
هر صباحی چرب کردی سبلتان
دفتر سوم
این شعر، ناظر به لافزنی و تظاهر افراد به برخورداری از نعمتها و فضائل است. شخصی که دائماً از چربی و نعمتهای خود در میان جمع صحبت میکند، تلاش دارد تا خود را برجسته کند. اما در پاسخ به او، بیان میشود که این رفتار نشان از کذب و فریب دارد. در ادامه، انتقاداتی به این نوع لافزنی و کژفهمی اشاره میشود و توصیه میشود که افراد به جای نمایش نواقص خود، به حقیقت و صداقت پایبند باشند. در نهایت، یادآوری میشود که در زندگی، امتحانات و آزمایشات بسیاری وجود دارد و نباید خود را در معرض طعنه و تمسخر دیگران قرار داد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پوست دنبه یافت شخصی مستهان
هر صباحی چرب کردی سبلتان
در میان منعمان رفتی که من
لوت چربی خوردهام در انجمن
دست بر سبلت نهادی در نوید
رمز، یعنی سوی سبلت بنگرید
کین گواه صدق گفتار منست
وین نشان چرب و شیرین خوردنست
اشکمش گفتی جواب بیطنین
که اباد الله کید الکاذبین
لاف تو ما را بر آتش بر نهاد
کان سبال چرب تو بر کنده باد
گر نبودی لاف زشتت ای گدا
یک کریمی رحم افکندی به ما
ور نمودی عیب و کژ کم باختی
یک طبیبی داروی او ساختی
گفت حق که کژ مجنبان گوش و دم
ینفعن الصادقین صدقهم
گفت اندر کژ مخسپ ای محتلم
آنچ داری وا نما و فاستقم
ور نگویی عیب خود باری خمش
از نمایش وز دغل خود را مکش
گر تو نقدی یافتی مگشا دهان
هست در ره سنگهای امتحان
سنگهای امتحان را نیز پیش
امتحانها هست در احوال خویش
گفت یزدان از ولادت تا بحین
یفتنون کل عام مرتین
امتحان در امتحانست ای پدر
هین به کمتر امتحان خود را مخر