زاهدی بُد در میان بادیه
در عبادت غرق چون عبادیه
در این شعر، زاهدی در بادیه به عبادت مشغول است و حاجیان که از دور به او مینگرند، متوجه حال عجیب او میشوند. زاهد در حالی که بر روی ریگهای داغ ایستاده و در حال نماز است، به نظر میرسد که در عالم دیگری به سر میبرد. حاجیان از وحدت و آرامش او حیرتزده میشوند. پس از اتمام نماز، آنان از او میپرسند که آبش از کجاست و زاهد میگوید که آب همیشه در دسترسش است و نیازی به چاه ندارد. حاجیان از او میخواهند که حال آنان را بهبود بخشد و در دعا به آسمان نگاه میکند. در این حین، ابری ظاهر میشود و باران میبارد که مانند مشک آبش میریزد. باران به حاجیان امید میبخشد و عدهای از آنان از این معجزه به ستایش زاهد میپردازند، در حالی که برخی دیگر در برابر این واقعیت بیاعتماد و نسبت به آنچه نشان داده شده است، شک دارند. این شعر تأکیدی بر قدرت دعا و اجابت آن و همچنین تفاوت دیدگاهها و ایمان افراد دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زاهدی بُد در میان بادیه
در عبادت غرق چون عبادیه
حاجیان آنجا رسیدند از بلاد
دیدهشان بر زاهد خشک اوفتاد
جای زاهد خشک بود او ترمزاج
از سموم بادیه بودش علاج
حاجیان حیران شدند از وحدتش
و آن سلامت در میان آفتش
در نماز استاده بد بر روی ریگ
ریگ کز تَفش بجوشد آب دیگ
گفتیی سرمست در سبزه و گلست
یا سواره بر براق و دلدلست
یا که پایش بر حریر و حلههاست
یا سموم او را به از باد صباست
پس بماندند آن جماعت با نیاز
تا شود درویش فارغ از نماز
چون ز استغراق باز آمد فقیر
زان جماعت زندهٔ روشنضمیر
دید کآبش میچکید از دست و رو
جامهاش تر بود از آثار وضو
پس بپرسیدش که آبت از کجاست
دست را بر داشت کز سوی سماست
گفت هر گاهی که خواهی میرسد
بی ز چاه و بی ز حبل من مسد
مشکل ما حل کن ای سلطان دین
تا ببخشد حال تو ما را یقین
وا نما سری ز اسرارت بما
تا ببریم از میان زنارها
چشم را بگشود سوی آسمان
که اجابت کن دعای حاجیان
رزقجویی را ز بالا خوگرم
تو ز بالا بر گشودستی درم
ای نموده تو مکان از لامکان
فی السماء رزقکم کرده عیان
در میان این مناجات ابر خوش
زود پیدا شد چو پیل آبکش
همچو آب از مشک باریدن گرفت
در گو و در غارها مسکن گرفت
ابر میبارید چون مشک اشکها
حاجیان جمله گشاده مشکها
یک جماعت زان عجایب کارها
میبریدند از میان زنارها
قوم دیگر را یقین در ازدیاد
زین عجب والله اعلم بالرشاد
قوم دیگر ناپذیرا ترش و خام
ناقصان سرمدی تم الکلام