از بن دندان بگفتش بهر آن
کردمت بیدار میدان ای فلان
این متن به اهمیت و ارزش نماز در زندگی اشاره دارد. شاعر با نگاهی انتقادی به فردی میگوید که باید از خواب بیدار شود و به جماعت نماز برسد. او تأکید میکند که اگر نماز را در وقت خود نخوانی، زندگیات تاریک و پر از درد خواهد شد. دلتنگی و اشکهای او نشانهی غم و اندوهش است، و در نهایت با اشاره به لذت عبادت، به این نکته میپردازد که هیچ چیز نمیتواند جایگزین نماز و نور آن شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از بن دندان بگفتش بهر آن
کردمت بیدار میدان ای فلان
تا رسی اندر جماعت در نماز
از پی پیغامبر دولتفراز
گر نماز از وقت رفتی مر تو را
این جهان تاریک گشتی بی ضیا
از غبین و درد رفتی اشکها
از دو چشم تو مثال مشکها
ذوق دارد هر کسی در طاعتی
لاجرم نشکیبد از وی ساعتی
آن غبین و درد بودی صد نماز
کو نماز و کو فروغ آن نیاز